است كه در امثله مختلف به معناى « ناى » و « نا » و « آب » است و جزء دوم « چير » صورت ديگرى از « گير » است ، چونكه حرف « چ » با « گاف » در لهجههاى مختلف تبديل مىشود .
پس نهچير همان « نهگير » يعنى « آبگير » است ، جايى كه آب دارد و يا قنات آن پرآب است و غيره .
تنبيه : در تداول عامهء محلى ، نهچير را « نىچير »
( Nichir )
تلفظ مىكنند ولى در معناى آن تفاوتى حاصل نمىشود ؛ چون بهطورى كه گفته شد « نى » و « نا » به همان معناى « نه » است .
ديگر اينكه اگر « چير » به معنى تسلط و ظفر و پيروزى كه صورتى ديگر از « چيره » است گرفته شود با اين معنى هم نهچير يا « نىچير » مناسبت پيدا مىكند ، يعنى جايى كه آب تسلط دارد و امكانات حفر قنات هم هست و آب فراوان مىباشد .
نهران
Nehr n
در دهستان برزآوند اردستان ديهى داريم كوچك ولى با نامى بزرگ به اسم نهران . در سال 1345 اين ديه 32 نفر جمعيت داشته است . « 1 » اينك به علت قلت آب كه در همهء نواحى آن شيوع دارد خالى از سكنه است . بههرحال ناحيت برزآوند اردستان همانطور كه از نامش برمىآيد و نام اماكن و بقاع كهن آن نشان مىدهد . « 2 » يكى از مراكز قديم سكونت اقوام ايرانى بوده است . گويشهاى نطنزى و ابو زيدآبادى و راوندى و غيره باز هم نشان ديگرى از اين قدمت است . همهء ناحيت قنات آب است ، با محصول كم و نحوهء تمدن خودكفا و مردمى سختكوش و ساختمان ديهها كه با سبك ويژهء مناطق كنارهء كوير براى خود جلوه و جلال خاصى دارد باز نشان ديگرى از اين قدمت است . چون در موارد مختلف در نامواژههاى متعدد گفتوگو مىشود مىپردازيم به نام آن .
واژهشناسى :
از ظاهر نامواژه پيداست كه به دو جزء « نهر + ان » تقطيع مىشود ، « نهر » نيز خود از دو جزء « نه + ر » تركيب شده است . « نهر » به معناى مجراى بزرگ آب عربى است و نهران به معناى منسوب به « نهر » يا جايى كه نهر بسيار دارد نيست ، بلكه به معناى جايى
هامش
( 1 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا . ص 4 .
( 2 ) - ن . ك . به : نامواژههاى واشه ، واش ، نيسيان ، نهوجه ، هفتادر ، نيوزوك ، نوگآباد و غيره و غيره در همين فرهنگ .