آن ملحق مىباشد . در اين رساله مكرر به مناسبت ديههاى اين ناحيه همچون ويش ، يارند ، چيمه ، هنجن ، اوره ، سو و غيره دربارهء نطنز و حومهء آن توضيحات بسيار داده شده است . « 1 » بههرصورت ناحيهء نطنز به حكم همين نامهاى كهن از مراكز قدمى آبادى و حضارت و سكونت آرياييان بوده است . ناحيتى است بسيار خوش آب و هوا با زمستانهاى سرد و پربرف و بارندگى بسيار و درختستانهاى دلكش و باغهاى باصفا و ميوههاى خوشگوار و آخرين صفات آن پرآبى و پرجمعيتى است . ناحيتى اينچنين دلاويز امتيازى ديگر هم دارد كه همچنان تاجى باشكوه بر تارك آن مىدرخشد و آن هم لهجههاى درخشان و كهنى است كه در اطراف آن وجود دارد ، چون لهجهء يارندى ، فريزندى ، قهرودى ، ابيانهاى و خود نطنزى و اردستانى و جوشقانى و غيره . « 2 » بنابراين وجود اين لهجهها و زبانها و اين نامواژهها بر قدمت آن گواهى مىدهد . امتياز ديگر نطنز اين است كه در تمام ايران نامگذارى واحد است و هيچجاى ديگرى چنين نام يا مشابه آن وجود ندارد و اينك به واژهشناسى آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
چنان كه گفته شده اين نام منحصرا در همين محل به كار رفته و از همين جهت تقطيع و تجزيهء آن سخت دشوار است و هرچند در اين رساله هيچ كجا ما چيزى را به « احتمال » و « شايد » و « با ظن قوى » و امثال اينها وانگذاشتيم ولى در مورد اين نامواژه به خصوص آنچه به نظر رسيده ، به عنوان پيشنهاد يادآور مىشوم و اصرارى در صحت آن ندارم . نطنز به گمان من از سه جزء « ن + تن + ز » تركيب شده است . نخست بايد دانست كه اين واژه يك نام پارسى خالص است و نوشتن آن با « طاى » عربى غلط واضح است ، ولى چون چنين رايج شده تغيير آن محتاج به اقدام رسمى است و تا آن اقدام به عمل نيايد همچنان با « ط » نوشته خواهد شد ، مانند ( طبس و طوس و غيره ) . جزء اول اين واژه « ن » همان مخفف « نا » به معناى آب است كه در امثال « نيه » و « نىنى » و « نيا » هم داشتهايم . « 3 » اما جزء دوم تن ( به جاى طن ) همان واژهء پارسى است به معناى اندام و هيكل و بدن و در اينجا ظاهرا همگى و كليت و تمامى را نشان مىدهد و جزء سوم آن « ز » همان مخفف « زه »
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : اين نامواژهها و نامواژهء نيه و نىنى و نيا و غيره در همين فرهنگ .
( 2 ) - دربارهء اين لهجهها تا آنجا كه شأن اين رساله بوده در ذيل عنوان همين نامواژهها گفتوگو شده براى اطلاع بيشتر به آنها رجوع كنيد .
( 3 ) - ن . ك . به : اين نامواژهها در همين رساله .