ناسازگار است . در گويش اصفهانى « نسا » و « نسرد » به ساختمان طرف جنوب گفته مىشود كه فارغ از نم و نا نيست . « 1 »
با دقت در كلمهء نسران متوجه مىشويم كه اين واژه از سه جزء « ن + سر + ان » تركيب شده است . گفتيم كه « ن » به صورت و تعبيرى به معناى « آب » است « 2 » و از همان واژهء « نا » و « ناو » آمده است ، و باز گفتهايم كه نام بسيارى از امكنه در اطراف ايران با همين واژهء « ن » و « نا » و « نى » كه همه به معناى آب است نامبردار مىباشد همچون نسا ( فومن ، مشهد ، هشتپر ، تهران ) ، نساره ( سنندج ) ، نسر ( تربت حيدريه ) ، نسران ( فومن ) و نسل معادل نسر ( بابل ، مريوان ، نور ) و غيره و غيره . آشكارتر از همه در همين نطنز و دهستان حومه ، ديهى داشتيم به نام نىنى و در دهستان ترقرود نطنز ديه ديگرى به نام نيه و غيره و غيره . بههرصورت ما در اين باره هيچ شكى نداريم . حقيقت مسلم و آشكارى است كه به تفصيل در نيه و نىنى و نياسرم آمده است . « 3 » و جزء دوم « سر » به معناى آغاز و اول و بالا و نوك و همچنين رأس چيزى است كه در بسيارى از نامها مىآيد مثل نياسر ، رودسر ، و سرآب و بسيارى ديگر و جزء سوم « ان » همان علامت كثرت و نسبت است كه در تعدادى لايحصى از نام امكنه آمده است و توضيح بيشتر لزومى ندارد . و نسران يعنى « آبسران » يا « سراوان » و بالاخره منسوب به « سرآب » .
نسرند
Nasrand
نسرند ( نصرند ) ديه كوچكى است در دهستان زواره از توابع اردستان . در سال 1345 ، اين ديه 25 نفر جمعيت داشته است . « 4 » احتمالا در حال حاضر جمعيت آن كمتر است ، چندانكه در دل بيم دارم مبادا يكسره متروك افتاده باشد ، « 5 » چونكه قلت جمعيت معلول قلت و كاهش آب قناتهاست و بسيارى از ديهها چون قلت آب آن به نهايت مىرسد متروك
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : لغتنامه ذيل همين واژه .
( 2 ) - ن . ك . به : نامواژههاى نىنى ، نيه و نياصرم در اين فرهنگ .
( 3 ) - ن . ك . به : اين عناوين در همين فرهنگ .
( 4 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا . ص 12 .
( 5 ) - در سال 1375 جمعيت اين ده به 8 نفر و 4 خانوار كاهش يافته است .