تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 804

مساهمون:

ص٨٠٤
بگوييم عبارت است از « ن + قن + ه » و همين تقطيع را چون به صورت اصلى بازگردانيم به شكل « ن + كن + ه » در مىآيد . جزء اول « ن » همان صورتى است كه از « نا » و « نى » و « نيه » و غيره ديده‌ايم و به معناى آب است و نظاير آن بسيار است . « 1 » اما جزء دوم « قن » معادل اصل « كن » به معناى قنات است . اصلا اين صورت در قنات زياد استعمال مىشود . قنات كندن و مشتق از آن « نوكن » حاكى از آن است كه قناتى را حفر مىكنند و واژهء « كن » و به صورت قديمتر « كهن » همان است كه در گويش كرمانى هم‌اكنون به عنوان قنات و « كهگين » به معناى « چاخو » و « مقنى » وجود دارد و در واژهء كهنگ و كهنگان و كنگاز هم داريم . نامواژه‌هايى به صورت « كن » در اطراف مملكت وجود دارد . كن و سولقان ( شميرانات ) كن ( اردكان ، ايرانشهر ، تهران ) ، كناب ( سراوان ، مغان ) ، كن احمد خان معادل قنات احمد خان ( دهلران ) و كنان منسوب به كن ( قوچان ) و بسيارى ديگر همه نشان و علامت صحت گفتار ما در اين‌باره است . و به صورت كهن باز در اطراف مملكت صدها محل نامبردار مىباشد مانند كهن ( بم ، بندرعباس ، جيرفت ، رفسنجان ، زرند ) ، كهناب ( بم ) و كهناباد ( سيرجان ، گرمسار ، ميناب ، نيشابور ) و غيره . چون بناى ما به اختصار است لزومى ندارد كه بيش از اين در اين باره تأكيد كنيم ، ولى كثرت اين نامها همه به صورت « كهن » و « كن » نشان درستى اين گفتار است . جزء سوم « ه » علامت نسبت است . بايد دانست كه پسوند « ه » در بسيارى از واژه‌هاى فارسى چون سيمينه ، پشمينه ، زرينه ، وجود دارد . بنابراين توضيحات نقنه يعنى منسوب به « آب قنات » و به تعبير ديگر « كناب » و « كهناب » يعنى جايى كه قنات آب است و قناتش آب دارد .
نگنگان
Negang n
نگنگان ( نگنگون ) چنين است نام رايج و شايع ديهى كوچك ولى با نامى قديمى در ناحيهء بافق از شهرستان يزد كه آن را در عداد ديه‌هاى دهستان حومهء بافق به شمار آورده‌اند . اين ديه در سال 1345 فقط 9 نفر جمعيت داشته است . « 2 » ناحيهء بافق يكى از نواحى كهن تمدن
هامش
( 1 ) - ن . ك . به نامواژه‌هاى ازنا ، ازناوله ، نىنى ، نيه و مشابهات آن در اين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . نشريهء شمارهء 289 مركز آمار ايران ، ص 120 .