چشمگير محل را صحراى خشك و گرم شنزار فراگرفته است و در ميان آن درياى پهناور شن از قناتى طولانى آبى مختصر بيرون مىآيد و واحهء سرسبزى و قلعهاى و كشت و كار مختصرى پديد مىآيد . حال كه نزولات آسمان كم شده و قناتها خشك افتاده است . آب آنها هم كاهش يافته و مردم پراكنده شدهاند . اين ديه در سال 1345 فقط 57 نفر جمعيت داشته است « 1 » و حالا به ناچار كمتر است ! جامعهشناسى روستاهاى اين ناحيت را اغلب به مناسبت توضيح و تشريح كردهايم از اين جهت مىپردازيم به نام آنكه بيشتر موردنظر ماست .
واژهشناسى :
گفتيم كه ايرانيان علاقه داشتهاند نام « نر » را بر خود و امكنهء موردنظر خود بگذارند ، اين واژه نيز از آنچه دربارهء « نر » گفتهايم برخوردار است . در قبيلههاى آريايى كه حركت مىكردند و يا در جايى ساكن مىشدند ، « نر » ها يا فحول قبيله و طبقهء زبردست مأمور حفظ و نگهبانى قبيله و ديه بودند . اين « نر » ها بودند كه لشكريان را به وجود مىآوردند ، لشكريانى پهلوان و رزمجو . به همين جهت نيز نامشان گرامى بود . « گور » به همين صورت نيز مطلوب بود و شكار گور و بهرام گور معروف و مشهورتر از آن است كه توضيحى لازم داشته باشد . همينقدر بگوييم كه وجود اين نامها و تركيب اين واژهها نشاندهندهء قدمت محل است و به دلايل ديگر هم معلوم مىشود ؛ و از اين جهت نيز مكرر ياد كردهايم ، اين را هم بگوييم كه اين علاقه اختصاص به اين دو محل در اصفهان ندارد و امكنهء بسيارى در اطراف ايران با اين واژه آغاز مىشود از جمله نران ( سنندج و بندرعباس ) ، نردره ( تنكابن ) ، نرگوشه ( فريدن ) ، نرمان ( فريدن ) ، نرآب ( بافت ) و غيره . « 2 »
نسار
Nes r
نسار ديهى است بزرگ در دهستان چادگان از شهرستان فريدن . در اينجا ما نمىخواهيم به توضيحاتى دربارهء جامعهشناسى و خصوصيات اقليمى فريدن بپردازيم چون تمام اين تفصيلات را در عنوان فريدن آوردهايم ، « 3 » آنچه مقصود ماست تحقيق در نامواژه است كه در مؤخر واژهشناسى نسران هم بدان اشاره شد .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 83 .
( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 560 .
( 3 ) - ن . ك . به عنوان فريدن و چادگان در همين فرهنگ .