واژهشناسى :
چنان كه واضح است نسار از دو جزء « ن + سار » تشكيل شده است جزء اول ، همانطور كه در ذيل واژهء « نسران » گفتيم ، به معناى آب است و مشتق است از ريشهء « نا » اما جزء دوم « سار » پسوند نسبت و كثرت است همچون كوهسار ، چشمهسار و غيره و گاهى هم حرف « سين » تبديل به « ز » مىشود مثل مرغزار و نيزار و غيره و مىدانيم كه در لهجههاى مختلف اساسا حرف « سين » و « ز » بسيار به هم تبديل مىشود .
نسران
Nasr n
نسران ديهى است در دهستان حومهء نطنز كه در سال 1345 جمعيت آن 152 نفر بوده است . « 1 » دهستان نطنز و حومهء آن بسيار خوش آب و هوا ، سرسبز و خرم است . اين محل و اطراف آن تا برسد به اردستان ، از مراكز تمدن و حضارت قديم ايرانى بوده است و بهترين دليل قدمت آن وجود لهجه و يا زبانى است كه در همهء اين ديهها و اطراف آن تا جوشقان و ميمه و ابيانه و ابيازن و ابو زيدآباد و غيره به آن تكلم مىكنند . اگرچه نزولات آسمانى كم شده و اغلب آب قناتها كاهش يافته است ولى در اين ناحيه تاكنون چندان مؤثر نيفتاده است و اگر وضع به چنين صورتى ادامه يابد اين ناحيه نيز همچون نواحى ديگر مخصوصا نايين دچار كمآبى خواهد شد و مردم متوارى خواهند گشت . قدمت اردستان ، نطنز و اين ديه را از روى نامهاى كهن اين ديهها نيز به آسانى مىتوان تشخيص داد . آثار ديگرى هم به نشان قدمت وجود دارد كه چون بناى ما بر اختصار است به كوتاهى مىپردازيم و عنان قلم را به توضيح نام آن معطوف مىداريم .
واژهشناسى :
برخى تصور كردهاند كه « نى » از ريشهء اوستايى به معناى فرود و پايين است و در مثالى همانند « نسا » گفتهاند كه « سى » هم از همان زبان به معناى نهادن و نشستن است و دو جزء را روى هم به معناى زيستگاه و آبادى گرفتهاند در حالىكه از اين دو ريشه به اين صورت معنى زيستگاه و آسايشگاه به دست نمىآيد . « 2 » حقيقت آنكه « نسا » از دو جزء « ن » به معنى نم و نا ( آب ) و « سا » معادل « زا » و از ريشهء « زايش » و زاييدن آمده است و بر روى هم به معناى جاى « ناخيز و نايزا » ست و به همين جهت در وضعش گفتهاند كه هواى آن
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 94 .
( 2 ) - ن . ك . به : برهان قاطع .