گذشته مثل همهچيز و همهجا از ياد رفته است از راه لفظ نام آن گوشهاى از تاريخچهء محو شده و مات آن را روشن كنيم .
واژهشناسى :
ايرانيان قديم به واژهء « نر » سخت دلبستگى داشتند و معناى آن توسعهء بسيار يافته بود ، همانگونه كه واژهء « رجليت » در عرب توسعهء معنا دارد و از آن شجاعت و قدرت و همت مىطلبند و مىفهمند به همين صورت نيز و با توسعهء بيشتر در معنى واژهء « نر » در ميان ايرانيان كهن به كار مىرفته است ، بسيارى نامآوران كهن مثل نريمان كه در اوستايى « نئيرمنه » خوانده مىشود به اين نام شهرت داشتهاند . بههرحال شكوه و فخامت اين واژه سبب مىشده است كه بر محلهاى معروف و كسان نامدار نيز اطلاق گردد . نرگان ما نيز از همين قاعده پيروى كرده و با نام فاخر « نر » نامبردار شده است ، يعنى جايگاه فحول و رجال شجاع و پهلوانان . اما واژه بىشك از « نر + گ + ان » تركيب شده است . جزء اول همان « نر » است كه ذكر آن گذشت و جزء دوم « گ » به عنوان وقايه به كار رفته است و همان است كه مثلا در مهرگان داريم و « ان » پسوند كثرت و نسبت است ، يعنى در آنجا كه نر و شجاع و دلير وجود دارد و به تعبير ادبى اقامتگاه « نران » است .
برخى نام « نرگان » را با « نهرجان » خلط كردهاند . « 1 » و با اين انديشه نرگان را حذف كردهاند ، در صورتى كه واژهء « نهر » عربى است و تركيب آن با « گان » ( جان معرب ) چندان مناسب نيست معنى خوب هم ندارد و اگر چنين باشد اساسا از مورد بحث ما بيرون است ، چون نامواژههاى مركب از فارسى بىشك مولد است در حالىكه نرگان يك نامواژهء كهن است و « نر » در زبان پارسى و قبايل آريايى حرمت بسيار داشته است . « نران » يعنى لشكريان و سپاهيان و در نام اشخاص و خانوادهها مىآمده مثل نريمان و . . . و نامواژهء « نرگان » معنى خوب و جلالت بسيار دارد .
نرگور
Nargur
نرگور ديهى كوچك است در عداد ديههاى دهستان حومهء شهرستان نايين . گفتهايم كه در روستاهاى حاشيهء كوير تكيهء حضارت و عمران بر آب قناتهاست . سرتاسر وسعت
هامش
( 1 ) - فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 207 .