آبادى دور آن 16000 جمعيت ذكر كردهاند « 1 » و عجيب است كه از جمع 280 پارچه آبادى آن جمعيت چنين قليلى برخيزد . علت اين است كه با همهء قناتهاى متعددى كه در اطراف آن حفر شده آب كمى به دست مىآيد و اكثر ديهها جمعيتى كمتر از 100 نفر دارد ولى پيداست كه در روزگاران كهن ، آباد و پرجمعيت بوده است . از روزگار باستان يك بناى خشتى در آنجا مانده به نام نارنجقلعه ولى محققان نتوانستهاند تاريخى براى آن پيدا كنند . از خشتهاى بزرگ و جسيم آنچنان فهميدهاند كه شايد به عهد ساسانى تعلق دارد .
معروفترين بناى تاريخى آن ، مسجد جامع آن است كه آن هم تاريخ قطعى ندارد و بعضى گفتهاند مربوط به عهد عمر بن عبد العزيز است ، ولى اين سخن گزاف است . چون از اعراب و خلفاى بزرگ آنان چه عباسى چه اموى بناى مهمى در ايران نيست و آنها اصلا اهل ايجاد آباديها و ساختمانهاى بزرگ نبودهاند و بيشتر محتمل است كه بنا مربوط به دوران ديلمى باشد . از ساختمان مسجد كه بگذريم منبر چوبى بسيار نفيس آن است كه بر خلاف مسجد تاريخ دارد و 711 هجرى قمرى ساخته شده . در مسجد نيز تاريخ دارد و سنهء 784 ه . ق بر آن ديده مىشود . « 2 »
امروز شهر نايين دچار كمآبى است و آب مشروب اهالى را با كشيدن لولهاى از رودخانهء زايندهرود تأمين مىكنند . قناتهاى برخى ديههاى اطراف آنچنان خشك شده كه آب مشروب هم ندارد . و آب را در ماشينهاى مخزندار از نايين مىفرستند . در اطراف نايين ديهها دارد خالى مىشود و مردم متوارى مىگردند و علت آن همان قلت آب است ولى در قديم چنين نبوده است در مجموع دهستانهايى كه به آن شهر وابسته است مثل انارك ، حومهء نايين ، خور و بيابانك فقط 20000 نفر سكونت دارند كه هر سال از عدهء آنها كاسته مىشود . بههرحال نايين كه ما در صدد توضيح و تعيين آن هستيم يك چنين جايى است :
گذشتهء درخشان و آبادان و پرجمعيت و حال حاضر بيمارگونه ، دلگير و زبون .
واژهشناسى :
در واژهشناسى نايين آنچه آشكار به نظر مىآيد تركيب اين كلمه است از « نا
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 84 . شهر نايين در سال 1375 جمعيتش به 20836 نفر رسيده است .
( 2 ) - به نقل از لغتنامه ذيل عنوان نايين .