و ديدهايم كه كلمهء « وان » در شيروان و نخجوان و ناژوان و غيره همه به همين معناست .
مخصوصا ناروان را از اين نقطهنظر مورد بحث قرار مىدهيم كه يكى از قوانين نامگذارى ديهها را كه از اين پيش گفتهايم مورد تأييد قرار دهيم و آن اينكه نياكان ما علاقه داشتند نام خوراكيها و محصول آن محل كه در آنجا بسيار بوده است و بر نام ديه نامگذارى كنند .
پندارى علاقه داشتهاند نام محل مبلغ وضع طبيعى آن ، محصولات و موقعيت آن باشد ، شايد براى اين جهت كه قبايل تازهوارد فورا به حال و احوال ده واقف شوند . پس ناروان يعنى جايى كه درخت انار در آن بسيار است و جلوه مىدهد و به آن شكوه مىبخشد . « 1 »
نامزاد
N mz d
نامزاد نام ديهى است از دهستان براآن شمالى از شهرستان اصفهان . براآن شمالى و همچنين براآن جنوبى هر دو از نواحى كهن اصفهان است و به حكم وجود نامواژههاى كهن ديههاى كهن و سوابق تاريخى بسيار داشته است كه اينك همه را صروف روزگار محو كرده و نابود ساخته است . وجود نامواژههايى چون وجاره ، فساران ، ديدران ، باچه ، برسيان ، جوزدان « 2 » و بسيارى ديگر همه نشان اين قدمت و سابقهء تاريخى است . تا پيش از الحاق آب كوهرنگ به زايندهرود به اين ناحيه آب كافى نمىرسيد و سرزمين باتلاقى و بيماريزا بود و اين هردوان مردم را آزرده ، پژمرده و ناتوان ساخت . اينك در اين دهستان هم آب كافى از رودخانه به دست مىآيد و هم از چاههاى ژرف و نيمهژرف . و به همين دليل رونق اقتصادى آن ناحيه چشمگير است و مردم سر و صورتى پيدا كردهاند ولى به موازات آن و به علت نزديكى به اصفهان شهرگرايى همچون اژدهايى دمان روستاها را خورده ، شيوهء تمدن روستايى را نابوده ساخته و از روستاها چيزى ساخته است نه شهرى تمام و نه روستايى در سال 1345 اين ديه 45 نفر جمعيت داشته است و اينك بىشبهه بيشتر است و چون دربارهء وضع اجتماعى و اقتصادى آن در ضمن عنوان خود دهستان يعنى براآن و همچنين ديههاى آن توضيحات كافى در اين فرهنگ آورده شده است مىپردازيم به واژهشناسى آن .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : مقدمهء همين فرهنگ دربارهء قوانين نامگذارى .
( 2 ) - ن . ك . به : اين نامواژهها و نامواژهء براآن در همين فرهنگ .