واژهشناسى :
چنان كه آشكار است جزء اول اين واژه « نام » همان است كه به عربى « اسم » مىگويند و در فارسى رايج است و بسيارى امكنه در ايران به آن نامبردار مىباشد . چون نامدار ( خرمآباد ، اسلامآباد ، بندرعباس ) ، نامرود ( باختران ) ، نامسرود ( ايرانشهر ) ، نامق ( كاشمر ) ، نامن ( سبزوار ، گرگان ) ، نامو ( شيراز ) و بسيارى ديگر . از جزء آخر نامزاد دو گونه تعليل به نظر مىرسد : يكى اينكه اين نام صورت ديگرى از « نام ايزد » است و نامزاد يعنى « نام ايزد » و تعليل دوم كه صورت ديگرى هم از اين تعليل است اين است كه « زاد » از ريشهء زادن يعنى توليد كردن و توليد شدن و پيدايش است و معنى آن اين است كه بر نام خدا زاده شده و پيدا شد كه باز همان معناى نام ايزد را به خاطر مىآورد . از روى كلمهء نامخواست و ورنامخواست ( برنامخواست ) و نام محلهايى كه در بالا ذكر شد همين معنا به ذهن يعنى محل به نام خدا ساخته شده و منسوب به آن است ، از اين جهت نشانى از بركت و عنايت دارد .
تنبيه : اين واژه را مىتوان به صورت ديگرى هم تقطيع كرد : واژهء « نام » تنها به معناى مسمّى و شخص و جاى ناميده شده نيست و بلكه به معناى آبرو و حيثيت و اعتبار نيز مىآيد و در اينجا معناى دوم از آن اراده شده و جزء دوم « زاد » از همان ريشهء زادن ، به معناى پيدا شدن و توليد مىباشد . و نامزاد كه از تركيب آن قدمتش آشكار است مثل واژهء « نامخواست » با شهرت و اعتبار و نامى بزرگ پديد آمد .
نانوا
N nv
راستى شگفت است كه نانوا نامى باشد بر محلى ، چون به شرحى كه در نامواژهء رهنان و همچنين در مقدمه گفتهايم اطلاق نامهاى ناجور بر امكنه در زبان فارسى سخت بعيد است و حتما بايد اين نامواژهها معناى مناسبى با محل و خصوصيات محل داشته باشد و نانوا فاقد اين خصوصيات است ، چنان كه خواهد آمد . بههرحال نانوا نام ديهى است در دهستان تنگچنار شهرستان يزد . در سال 1345 اين ديه 38 نفر جمعيت داشته است . « 1 » دهستان تنگچنار همچون ساير دهستانهاى يزد قنات آب است و آب قناتها هم روزبهروز كاهش مىيابد . بنابراين همهء ناحيه دچار تنگى معيشت و صعوبت زندگانى است و شكوفايى
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 14 .