اقتصادى ندارد با وصف اين مردم كوشاى آريايى از ديرباز اين ناحيه را آباد كرده و در آن زيستهاند ولى اخيرا به مناسبت افزايش بسيار خشكسالى به اين ديهها زيان بسيار وارد شده است و از جمعيت آنها روزبهروز كاسته مىشود . دربارهء تمدن و سابقهء زندگانى نواحى يزد به تضاعيف گفتوگو كردهايم و اينك بهتر است به واژهشناسى آن بپردازيم كه اهم مقاصد ماست .
واژهشناسى :
همانطور كه در بالا اشاره شد سخت بعيد است كه واژهء « نان » در اين نامواژه وارد شده باشد . نانوا تركيبى چنين دارد : « نان + وا » و « وا » و « يا » پسوندى است معرف خوراكيها ولى اطلاق آنها بر نام ديه بعيد است . در نامواژهء رهنان توضيح داده شد كه نمىشود فكر كرد كه رهنان مركب از « ره + نان » است . در اينجا هم ظاهرا از « نان » همان نام خوراكى مقصود نيست و نان در اينجا تركيبى چنين دارد : « نا + ان ( معادل نان ) + وا » . جزء اول « نا » همچنانكه گفته شد به معنى آب است و جزء دوم « ان » هم علامت نسبت است و اين همان واژه است كه گاهى نهن و غيره ناميده مىشود . « 1 » و « وا » هم باز علامت يك نحو نسبت است و دارندگى را نشان مىدهد . بنابراين « نانوا » هم به معناى جايى است كه آب دارد و يا با آب است .
نايج
- شايج
نايين
N yin
نايين شهرى است در شرق اصفهان كه ناصر خسرو مىگويد از آنجا تا اصفهان 30 فرسنگ است « 2 » و اين فاصله صحيح است . همهچيز اين شهر به ما مىگويد كه شهرى است قديمى و در همهء منابع قديم نام آن آمده است . گاهى جزو يزد و گاهى نيز جزو اصفهان به حساب آمده است . بههرحال امروز جزو شهرهاى استان دهم و مركز فرماندارى است . از آثار قديم چندان چيز مهمى در آنجا باقى نمانده است . در اطراف آن آباديهاى كوچك بسيار وجود دارد . ولى اين ديهها همه كوچك است و در حال حاضر براى جمع 280 پارچه
هامش
( 1 ) - نهن ( بندرلنگه ) و همچنين نهك ( مرودشت ) ، نهم ( كهگيلويه ) و نهل ( رشت ) و بسيارى ديگر . ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ذيل همين نامواژهها .
( 2 ) - ن . ك . به : سفرنامهء ناصر خسرو ، فصل عزيمت او به طرف خراسان .