اين نكته را هم اضافه كنيم كه ميبد يكى از سمتهاى بسيار نزديك به پادشاه در زمان ساسانيان مىباشد و سمت ميبد همان است كه بعدها شرابدار مىگفتند و در دستگاه خلفاى عباسى ، كه به تعبيرى سوادى از اصول ساسانى بود از اصل همان ترتيبات دربار ساسانى لقب شرابدار با همان سمت به وجود آمده است . در دستگاه پادشاهان صفوى نيز شرابدار وجود داشته است . از لحاظ تجزيه اين واژه مركب از دو جزء « مى + بد » است . با جزء اول « مى » به معناى شراب آشنا هستيم كه در ادبيات فارسى با يك عالم مترادفات و تعبيرات و كنايات و استعارات و تشبيهات جاى بزرگى دارد و « بد » همان پسوندى است كه از اصل اوستايى « پد » به فتح اول يا « پئيتى » آمده است و در واژهء « سپهبد » ، « موبد » ، « آذربد » و « هيربد » و غيره داريم ، و گفتهايم در روزگاران ساسانيان سمت مهم دربارى بوده است و حالا شرابدار پادشاه چرا نامش بر اين محل اطلاق شده است ؟ جواب اين است كه ظاهرا بنيادگر آن كسى بوده است كه داراى اين سمت بوده و نام او بر اين ديه گذاشته شده است .
ميرگان
Mireg n
ميرگان ديهى است كه در نشريهء مركز آمار ايران به همين صورت آن را جزء دهستان نايين مركزى به شمار آوردهاند . ولى در آن فهرست از جمعيت آن ذكرى به عمل نيامده است . براى واژهشناسى نام آن به مهرگان رجوع كنيد .
ميلاجرد
Mil jerd
ميلاجرد معادل « ميلاگرد » معادل « ميلادگرد » . ديهى است نسبتا بزرگ افتاده در ميان ديههاى دهستان كركس از شهرستان نطنز اصفهان . اين ديه در سال 1345 ( مبناى آمار ما ) « 1 » 293 نفر و در سال 1357 ، فقط 202 نفر جمعيت داشته است . قبل از ورود به جغرافياى تاريخى اين محل بايد متذكر بود كه ميلاد نام يكى از پهلوانان داستانى ايران است كه چون كيكاووس مىخواست به مازندران برود ايران را به دو سپرد و پسر او گرگين نيز از پهلوانان نامور ايران است ، كه در نبردهاى بسيار به همراه رستم و ديگر پهلوانان كارهاى نامبردار بسيار كرده است .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 94 .