تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
است كه « مىمه » دارد ، مى بزرگ خوش . فراموش نكنيم كه با واژهء « مى » امكنهء بسيارى در فارسى نامبردار مىباشد و همين كثرت استعمال علامت همان علاقه‌اى است كه گفتيم ايرانيان به « مى » داشته‌اند ، از جمله ميجان ( جيرفت ) ، ميبد ( فسا ، اردكان ) و ميچان ( اراك ) و ميخانه ( بافت ، جيرفت ) و ميخواران ( ملاير ، سنقر ) و ميخوش ( مغان ) و ميگون ( تهران ) غيره و غيره .
ميبد
Meybod
اين نام بزرگ و دل‌آرا بر دو محل اطلاق مىشود يكى ميبد در يزد ( شهرستان اردكان ) و ديگرى ميبد در فارس ( شهرستان فسا ) . نخستين كه موردنظر ماست برحسب سرشمارى سال 1354 جمعيتى برابر با 1505 نفر داشته است و آمارگران آن را به نام دهستان ميبد نامزد كرده‌اند . « 1 » در اين بلوك ، ميبد از همهء ديه‌هاى ديگر بزرگتر نيست . چون فيروزآباد با 4000 نفر جمعيت و مهرجرد با حدود 3000 نفر و بفروئيه با 2000 نفر از آن بزرگتر است ، ولى هيچ‌كدام به جلالت و شكوه مىبد ( يا ميبد چنان كه امروز معمول است ) نيست . نواحى يزد به حكم اينكه قنات آب است و در سنوات اخير آب آن بسيار كم شده است ، هيچ‌گاه آن حضارت و سرسبزى نواحى ساحل زاينده‌رود را ندارد ، ولى در عوض يك استحكام عجيبى در مبانى معيشت مردم و در همهء شؤون حياتى آنها ديده مىشود كه از اين جهت سخت ممتاز مىباشند . استحكام در ساختمان ، زراعت ، تدبير منزل و غيره و غيره همان نشان قدمت و تمدن كهن مىباشد كه آثار آن تا امروز باقى مانده است . از اين شيوهء تمدن و كيفيت زندگانى سابقا بسيار گفت‌وگو كرده‌ايم و اينجا فقط اين نكته را اضافه مىكنيم كه در حقيقت وجود اين استحكام اخلاقى در حيات مردمان كنار صحراهاى سوزان و شنزار دور و كنار كوير اهميت خاصى داشته است و مشكلات و صعوبتهاى بسيار استقرار حيات در اين نواحى به يارى آن معانى اخلاقى از پيش برداشته شده است .

واژه‌شناسى :

چون نظر و هدف ما تحقيق دربارهء نام ديه‌هاست اينك به آن مىپردازيم و
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 138 .