تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
است . « 1 » ما مكرر گفته‌ايم كه در ذكر نام ديه‌ها ، كوچك و بزرگ بودن آنها مؤثر نيست . ممكن است نامى بزرگ و فاخر به مناسبتى بر جاى كوچك نهاده شده و برعكس و يا اينكه رفته‌رفته ديه موردنظر كوچك و خراب شده و جمعيت آن كم شده است . در مورد ميامى نيز چنين حالتى به حقيقت صورت وقوع يافته است . نظر به اينكه تمام ناحيهء ديه پيشكوه كم‌آب است و ديه‌هاى آن كم‌جمعيت و آب قناتها هم دايما كم مىشود و اين سرزمين همه از آب قنات بايد مشروب شود ، البته همهء اين امور در كار است و سبب كم شدن جمعيت آنها و گريز مردم از روستا مىشود . من به حقيقت مىترسم كه روزى آب در اين نواحى قنات‌آباد ، در هركجاى ايران باشد ، آن‌قدر كم شود كه فاجعهء بزرگى را به وجود آورد و گمان هم نمىبرم چاههاى عميق يكسره و به‌كلى جوابگوى اين فاجعه گردد ، چون خود اين چاههاى عميق سبب و به وجود آورندهء قلت آب در سفرهء زيرزمينى و خشك شدن قناتهاست و دايما هم آب اين سفره‌ها پايين مىرود و روزى مىرسد كه ديگر چاه از حالت سودمندى خارج شود . دربارهء جامعه‌شناسى اين روستا چيز چندانى لازم نيست گفته شود چون مكرر ذيل عناوين گوناگون ديه‌هاى دهستانهاى يزد و حالت اكتفا به نفس اين روستاها ، اخلاق ثابت و پايدار و نژاد زحمتكش آفتابزده را از لحاظ بوم‌شناسى و نژادشناسى توضيح داده‌ايم . ميامى كوچك ما هم از همهء اين قواعد و اصول بىبهره نيست . بپردازيم به نام فاخر آن :

واژه‌شناسى :

ميامى را در تقطيع كه بنگريم مركب از « ميا + مى » و جزء اول « ميا » صورت ديگرى است از « مها » به معنى « مه » و بزرگ و جزء دوم همان « مى » است يعنى آن آب رز كه غم از دل مىبرد و به تن نيرو مىدهد و روان را شادى مىبخشد . پس درست همان صورت « مىمه » ( ميمه ) است منتها برعكس آن ولى به همان معنا ، و گفته‌ايم كه « مى » در زبان فارسى به انواع مختلف بسيار ستوده شده و نشان و رمز و آيت بسيارى از احوال و امور واقع شده است . سابقا نيز در نزد ايرانيان محترم بوده و گذاشتن نام « مى » بر روى محل را پسنديده مىشمردند . نام اين ديه ما هم « مهامى » شده يا ميامى از اين بابت كه انگورى داشته است و خمخانه‌اى شايد و تخصصى در انداختن شراب و اين نام از آنجا پيدا شده و بر آن مانده
هامش
( 1 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا .