تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣

واژه‌شناسى :

ميلاجرد از دو جزء « ميلا + جرد » تركيب شده است جزء اول تخفيف يافتهء « ميلاد » است كه گفته شد از نام اسطوره‌اى ميلاد برداشته شده است ، و جزء دوم « جرد » معرب « گرد » ، همان است كه به معنى كردن و ساختن و برآوردن مىباشد و در امثلهء دستگرد و سياوشگرد و مهرگرد و بسيارى ديگر مورد بحث قرار گرفت . « 1 » پايان سخن بايد دانست كه در اطراف ايران امكنهء بسيار به نام ميلاجرد داريم : ميلاجرد ( اراك ، نطنز ، همدان ) و ميلاگرد ( فريدن ) و غيره و معلوم مىشود اين نام مطلوب و محبوب بوده است . بايد دانست كه ما در استان اصفهان دو ميلاگرد داريم . يكى در دهستان ورزق فريدن است كه در سال 1345 جمعيت آن 594 نفر بوده است و ديهى بزرگ و معتبر به حساب مىآيد و ديگر ديهى است در دهستان حومهء نطنز كه در سال 1345 جمعيت آن 292 نفر بوده است . « 2 »
ميمه
Mayme ( h )
پيش از شروع به مقصود فورا بگوييم كه ميمه اصفهان در تسميهء خود تنها نيست . و در اردكان و ساوه هم خواهر و برادر دارد . « 3 » به‌هرحال ميمه شهركى خوش آب و هواست و درست بر كنار شاهراه اصفهان - تهران در شمال اصفهان واقع شده است . آب آن از قنات و كار مردمش دامدارى ، زراعت و بافتن قالى است و نظر به قرب جوار با جوشقان همان جنس و همان نقشه‌هاى مرغوب و مطلوب در آن بافته مىشود . سابقا آب قناتهاى آن زيادتر بود ولى اينك تقليل يافته است و جمعيت آن زيادتر شده است و خود شهركى آباد و بزرگتر به نظر مىآيد . در سال 1345 جمعيت آن 3361 نفر بوده است . « 4 » لهجهء خاصى بين مردم ميمه رايج است كه بسيار با گزى و جوشقانى نزديك است . متأسفانه هنوز بر روى آن تحقيقات كافى به عمل نيامده است . ظاهرا خانم لمبتون بانوى فاضل و دانشمند انگليسى بر روى آن زبان تحقيقاتى به عمل آورده است ولى اصولا زبانهاى رايج در دور و كنار اين محل شامل نطنزى ، يارندى ، ميمه‌اى ، جوشقانى و قهرودى همه شايستهء نهايت دقت و ثبت و ضبط
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : مهرگرد و اجگرد در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 65 و 94 . ( 3 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 554 . ( 4 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 44 . در سال 1375 جمعيت ميمه به 5262 نفر افزايش يافته است .