مهرنگان يعنى منسوب به مهران يا مهرانان . اسمى بزرگ با فخامت و جلالتى بلند و دلكش .
برحسب احصاى اجمالى كه به عمل آمد 10 محل در تبريز و بروجرد و تنكابن و غيره و غيره به نام مهران نامبردار مىباشد و دلاويزتر آنكه در كازرون ديهى داريم به نام مهران « جان - مهرانگان » ، كه درست مهرنجان ما تخفيف يافتهء آن است .
توضيح : ديده شده كه مهرنجان را مهريجان هم نوشتهاند و اين شايد صورت ديگرى از همان نام است . « 1 »
مهريز
Mehriz
مهريز نام دهستان بزرگى است از توابع يزد كه براى خود چندين ديه دارد و همهء سكنهء آن را 41861 نفر برآورد كردهاند . « 2 » اين ناحيهء كوهستانى ، خوش آب و هوا ، پرجمعيت و مردم آن ، زن و مرد زحمتكش و كوشا مىباشند ، صنعت زنان پارچهبافى و كار مردان زراعت است . محصول آن غلات و حبوبات ، ابريشم و خشكبار است . بپردازيم به نام آن .
واژهشناسى :
مهريز بىشك از دو جزء « مهر » و « ريز » تركيب يافته كه در تلفظ و در تطور از صورت « مهرريز » به صورت مهريز درآمده است ، چونكه برحسب قانون تطور يعنى بازگشت از دشوار به آسان لزومى نبوده است كه « ر » در كلمهء « ريز » هم جداگانه تلفظ شود ، ولى ما مىدانيم كه « ريز » در بسيارى از امكنه همچون نيريز و اسفهريز و تبريز و غيره استعمال شده است . با جزء اول اين واژه يعنى همان واژهء شكوهمند « مهر » آشنا هستيم كه به معناى فروغ و روشنايى و در آيين « مهرى » و ميتراييزم نام فرشتهء مقرب مأمور روشنايى و فروغ و مهر بوده است و صدها نقطه در ايران با نام آن حشمت و جلال يافته است . اما جزء دوم « ريز » همان است كه مىدانيم به صورت ديگر « ريس » و به معناى جا و ميدان است و مهريز يعنى آن جاى وسيعى كه به يارى مهر ، مهرآباد شده ، جمعيت پيدا كرده و ديهى با شكوه به وجود آورده و اينك ميدان و فسحت مهر است .
مهيار
Mahy r
ديه بزرگى است بر كنار شاهراه اصفهان به شيراز كه برحسب سرشمارى سال 1375
هامش
( 1 ) - تاريخ اصفهان ، ص 429 و 430 و 431 .
( 2 ) - ن . ك . فرهنگ معين ، ج ششم ، ص 2059 .