مهرجان
Mehrej n
مهرجان ديهى است در دهستان خور و بيابانك ( نخلستان ) از شهرستان نايين . اين ديه در دهستان نخلك درست در ساحل كوير لوت يعنى همان دشت بيكران مركزى ايران واقع است . مردم اين ناحيه كه براى خود گويش خاص ( خورى يا چيزى نزديك به آن ) دارند همچنان شيوهء معيشت مخصوص هم دارند ، اين شيوه مبتنى بر صرفهجويى بسيار است آنچنانكه شخص از توصيف آن عاجز مىماند . نظر به قلت آب چنان مردم در اقتصاد آب مهارت پيدا كردهاند كه نه تنها در خانه بلكه در دشت و زراعت نيز همچنان اين صرفهجويى را رعايت مىكنند و در پرتو همين صرفهجويى بسيار است كه مردم تمدن كهن ديرين خود را هنوز حفظ كردهاند و گويش خود را نيز همچنين . نوع ساختمان و كيفيت زندگانى و دلايل بىشمار ديگر نژادى كه همه از نظر بينندهء خبير پنهان نمىماند ، نشان قدمت اين ناحيه است و همچنين نشانى از تمدن كهن ايران . ما در اين مورد زياد تأمل نمىكنيم چونكه در امثال و نظاير آن به تفصيل گفتوگو شده است . ( نامواژههاى خور ، نايين و مضافات آنها ديده شود ) .
نظر به قلت نزولات آسمانى آب قناتهاى اينها كم مىشود ، گمان دارم تمدن آنها نيز رو به زوال است .
واژهشناسى :
مهرجان درست معادل مهرگان است . اين نامواژه ديده شود .
مهرگان
Mehreg n
مهرگان ديه بزرگى است با 1127 نفر جمعيت در دشت گركن كه آن را اينك بخش گركن شمالى برحسب تقسيمات جديد نامگذارى كردهاند و جزو شهرستان فلاورجان قلمداد نمودهاند . اين ديه تقريبا در وسط دشت گود گركن قرار دارد و داراى تمام خصوصياتى است كه براى گركن و مضافات آن ذكر كردهايم . پس از الحاق آب كوهرنگ و دسترسى به آب مطمئن و امكان حفر چاههاى عميق و نيمهعميق شكوفايى اين ناحيه از اصفهان سخت بهتر شد . بهويژه كه اين ناحيه مالارياخيز بود و اين بيمارى هولناك سخت هر سال كشتار مىكرد . پس از ريشه كنى مالاريا نيز به سرعت جمعيت زيادتر شد تا به حدى كه امروز يكى از دهستانهاى آباد و پرجمعيت به شمار مىآيد .
واژهشناسى :
مهرگان كه مهرجان صورت معرّب آن است از دو جزء « مهر + گان » تركيب شده است . مىتوان گفت از سه جزء « مهر + ك + ان » تركيب يافته است . « مهر » همان واژهء