بسيار بزرگ ، دلنشين و با جلالت و افتخار است كه در بهدينى حرمت و احترام بسيار دارد و روز شانزدهم هر ماه و ماه هفتمين سال به شمار مىآيد و نواحى بسيارى در ايران به اين نام فاخر مزين مىباشد و به صور مختلف از مهرنجان و مهرگان و ميرگان و بسيارى ديگر نامبردار مىباشد .
اين واژه برحسب تداول عامه « ميرگون » هم تلفظ مىشود . آشكار است كه هروقت « مهر » به صورت « مار » در مىآيد ( نامواژهء ماربين ، مارمار ، مارچى و اشباه آن ديده شود ) ممال يايى آن « مير » نيز استعمال مىشود . از اينجا مىتوان گفت كه « مهر » هم به صورت « مار » هم به صورت « مير » در مىآيد . از تعدد نامهاى مهرگان و اشباه آن مىتوان هم به قدمت محل و هم به قدمت و كيفيت نامگذارى پى برد .
مهرگرد
Mehr ( e ) gerd
در دهستان مهريز ديهى بزرگ يا شهركى به اين نام قرار دارد . جمعيت آن را 3014 نفر ذكر كردهاند « 1 » و اتفاقا تمام آنچه دربارهء مىبد ( ميبد ) گفتيم دربارهء اين ديه نيز صادق است . نام آن كهن ، اخلاق مردم با استحكام قديم و نامش يادآور عهدى است كه مهر مورد علاقهء خاص مردم بوده است . تركيب واژهء آن نيز حكايت از همان قدمت دارد .
واژهشناسى :
اين واژه مركب از دو جزء « مهر + گرد » است . با جزء اول آن « مهر » ، آشنا هستيم و همهجا دربارهء آن گفتوگو كردهايم ، بالاخص در توضيح دهستان مهريز ذيل كلمهء مهريز و نيز ذيل واژهء مهرپادين توضيحات كافى داده شده است . و اما جزء دوم « گرد » سابقا بنابر مشهور آن را از يك ريشهء « كردن » به معناى ساختن و برآوردن گرفته بودند . مرحوم كريستين سن « 2 » آن را از ريشهء « گرد » به فتح اول گرفته و به معناى خاك دانسته و گفته است معنى خاك از آن اراده مىشده است . بههرحال نامگذارى با « مهر » در ايران سابقهاى كهن دارد و بيش از 100 محل با واژهء « مهر » و پسوندهاى مختلف ناميده شدهاند كه اكثر آنها مهرگرد ، مهرآباد ، مهران و مهرگان و بسيارى ديگر را همه شنيدهايم و توضيح چندانى
هامش
( 1 ) - نشريهء 289 م . آ . ا . ص 22 .
( 2 ) - رجوع كنيد به كريستين سن ، ايران در زمان ساسانيان در ذيل واژهء دستگرد .