قريه كوچكى بود و از الج « 1 » چلپاس « 2 » آب مىگرفت . نام چلپاس دو مرتبه در طومار آمده است و هردو مورد منظور آب همين مهرآباد است و در عرف عامه آن را چلپاس مىخواندند و آن جويى بود كه به صحراى مهرآباد آب مىرساند و الج آن در خيابان فعلى مشتاق اول ( نزديك اواسط آن ) به مادى نياصرم مىرسيد و آب كمى از آن برمىداشت و تا به مهرآباد مىرسيد ديگر چندان آب مهمى نبود ، ولى در طومار « چلپاس » و نه « چلپارس » و گويا مقصود از آن چهل سهم است يا چيزى شبيه به آن بههرحال قريهء مهرآباد با اين آب وسعت چندانى نداشت و تا به ياد دارم قلعهء آن ويران شده بود و يكى از تاجران اصفهان آن محل را ارزان خريده بود و همچنانش داشت تا بعدها به قطعات تقسيم كرد و در جريان پيشرفت و توسعهء شهر اصفهان به قيمت گران به مردم فروخت و بدينسان شهر پيش آمد و ديه عقب رفت تا چندانكه نابود شد .
اين محلت فعلى و ديه سابق گاهى مهرات هم خوانده مىشد . نام مهرات هم در طومار آمده است . « 3 »
واژهشناسى :
آشكار است كه مهرآباد از دو جزء « مهر + آباد » تركيب شده است و چنان كه گذشت با دو تعبير از آن مىشود گفتوگو كرد و به هردو صورت نشان قدمت و سابقهء تاريخى خود را نشان مىدهد . اما در مورد مهرات كه هم در طومار آمده هم نزد مردم رايج بوده و در اسناد اجارهنامهها و معاملات بسيار به كار رفته است ، بايد ببينيم واژهشناسى اين كلمه چگونه است . صحيح و درست اين كلمه « مهرارت » است و اگر اينك آن را با « الف » ممدود مىخوانند از باب تخفيف است . در برخى اسناد اجارهنامه و انتقالات عادى نيز ديده شد كه آن را مهرآرت با سكون را در جزء دوم « ارت » رقم زده بودند و بههرصورت واژهء مهرات در اصل از دو جزء « مهر + ارت » تركيب شده و بعدها تخفيف يافته و به صورت مهرات درآمده ، با صورت « ارت » در آخر كلمه مشابهات بسيار داريم . نامواژههاى دنارت ، پينارت ، گورت ، بندارت ديده شود . در اين تركيب جزء اول همان « مهر » است و جزء دوم
هامش
( 1 ) - الج واژهاى است خاص گويش اصفهان و گمان ندارم در جاى ديگر معمول باشد و آن محلى است كه نهر كوچك ( جوى ) از نهر بزرگتر ( مادى ) آب مىگيرد .
( 2 ) - ن . ك . به : طومار شيخ بهائى ، ص 15 سياقى .
( 3 ) - ن . ك . به : طومار شيخ بهائى ، ص 15 سياقى و 25 چاپى .