عشق و محبت موجب آبادى ده شده باشد . يعنى محل جايى است كه عشق و دلبستگى آباد كرده و تعبير ديگر آن است كه « مهر » نام فرشتهء موكل بر فروغ و خورشيد و نور و بسيار چيزهاى ديگر مىباشد و در بهدينى جلالت و ارج و قدر آن بىاندازه است . فى الحقيقه نامگذار مىخواهد بگويد كه اينجا را ايزد يا فرشتهء مهر آباد كرده است و آن را مهرآباد مىخوانند .
تعدد نامهاى مهر و مهرآباد و تركيبات آن در اطراف مملكت ( متجاوز از صد نام ) همه نشان قدمت و همچنين عشق مردم به آب و آبادى بوده است .
مهرآباد ديه ديگرى از بخش مركزى اردستان ، دهستان حومه از جمعيت آن آگاهى نيست .
مهرآباد : ديهى است در كوهپايه كه داراى 18 نفر جمعيت است .
مهرآباد : در خوانسار با جمعيت 185 نفر .
مهرآباد : واقع در سميرم ، دهستان وردشت با جمعيت 65 نفر .
مهرآباد : دو ديه در ناحيهء نايين از جمعيت آن اطلاعى در دست نيست .
مهرآباد : در آران و بيدگل ، كاشان ، از جمعيت آن اطلاعى در دست نيست .
به اين نام ديههاى ديگرى هم در اطراف اصفهان وجود دارد كه ما از لحاظ اختصار به آنها نمىپردازيم .
در فهرست آمارى سال 1375 چند مهرآباد كوچك ديگر نيز ذكر شده كه تركيب واژهشناسى آنان از همين قرار است و لزومى به تذكر نام آنها نيست . و فقط به مهرآباد ديگرى كه از جهاتى اهميت دارد نظر مىافكنيم .
مهرآباد اينك محلتى است بزرگ ، زيبا ، آراسته به خانههاى خوب و كاشانههاى چند طبقه هم آراسته و مرغوب و مطلوب ، افتاده بر شمال خيابان بزرگ مشتاق دوم در شرق اصفهان . همينكه از پل بزرگمهر رو به شرق پيش رويم چون اندكى از پل جديد درگذريم ، در سمت چپ رو به شمال اين محلت را به همان صورت كه گفته شد مىبينيم . در فهرست آمارى سال 1375 اين نام نيامده چونكه ديگر شهر روستا را بلعيده و از آن آثارى بر جاى نيست و من شخصا ناظر از بين رفتن اين روستا بودهام . اينك براى نمونه دربارهء از ميان رفتن روستا به نفع شهر توضيحى مىآوريم . مهرآباد ، همچنانكه اشارت رفت در شرق اصفهان
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 771
مساهمون: محمد مهريار
ص٧٧١