كردهاند . در سال 1345 اين ديه 469 نفر جمعيت داشته است « 1 » كه اينك به مناسبت معدن طلايى كه در آنجا هست جمعيت آن زيادتر است . « 2 » دربارهء ويژگيهاى دهستان ميمه گويش ميمهاى و جوشقانى و جغرافياى تاريخى ناحيه در عنوان جوشقان و ميمه توصيف كافى آورده شده است . همينكه در محور جادهء اصفهان - تهران رو به شمال حركت كنيم چون از ميمه بگذريم جاده از سرزمين موته مىگذرد و معدن طلاى آن نيز در همين جاست ولى چندان مهم نيست همينقدر هست كه بر شهرت آن مىافزايد ، همچنين موته يكى از مناطق حفاظت شدهء حيات وحش استان اصفهان است . در همهء اين سرزمين ديهها و نامهاى كهن فراوان است و معلوم است كه سابقهء حضارت و تمدن آن نيز بسيار كهن است .
بهتر است به توضيحاتى كه در نامواژههاى بالا داده شده بسنده كرده و به واژهشناسى آن بپردازيم .
واژهشناسى :
واژهء موته به اين صورت معنايى ندارد ولى مىدانيم كه « ت » مبدل از « دال » است و صورت صحيح و درست و كهن اين واژه « موده » است . در زبان اردستانى « موده » و « آموده » به يك معناست ، يعنى « آماده » . در فرهنگها آمودن و برآمودن را به معناى زينت كردن و مرصع ساختن آوردهاند . در برهان قاطع ذيل عنوان « گردك » از نظامى گنجوى آوردهاند :
دو گردك داشتى خسرو مهيا * برآموده به گوهر چون ثريا
يكى پيدا ز بهر باده خوردن * دگر پنهان براى خواب كردن
به نظر مىرسد كه به علت وجود طلا در خاك اين سرزمين ، كه مىدانيم فلزى است كه به صورت خالص در طبيعت وجود دارد ، ارتباطى با زينت كردن و برآمودن پيدا مىشود . و همان است كه موته معادل آرموده ، معادل آموده به معنى آباد و فرّين آمده است . يعنى ناحيه و محلى كه طلا دارد و مزين به آن زينت است .
مورچهخورت
Murc ? e ( h ) xort
مورچهخورت ديهى است نسبتا بزرگ در دهستان برخوار افتاده بر شمال اصفهان و بر سر
هامش
( 1 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا . ص 44 .
( 2 ) - در سال 1375 جمعيت موته به 671 نفر رسيده است .