واژهشناسى :
واژهء منشاد به دو جزء « من + شاد » تقطيع مىشود « من » همان سادهء شدهء واژهء « منش » است « 1 » و نظاير آن را در آذرمناباد و غيره داشتهايم و « شاد » به معناى شادمانى و فرح نيز يك واژهء قديمى است و مىدانيم كه ايرانيان كهن به شادى و جشن علاقه بسيار داشتند و منشاد به ما مىگويد « منششاد » يعنى طبيعت خوشدل و فرحزا تا آدمى در مقابل مشكلات جهان تن در ندهد و با مهربانى و شادى بكوشد و به و بهتر شود .
منشيان
Mon S iy n
منشيان ديهى است نسبتا بزرگ در شرق اصفهان در دهستان براآن شمالى . يعنى در ساحل چپ ( شمال ) رودخانهء زايندهرود قرار دارد . برحسب سرشمارى سال 1375 جمعيت آن 1138 نفر بوده است . « 2 »
ناحيت براآن به شرحى كه در اكثر نامهاى آن تذكر داديم ، پس از الحاق آب كوهرنگ و امكان دسترسى به آب چاه ( عميق يا سطحى ) وضع نسبتا خوبى پيدا كرده است .
بيماريهاى مالاريا و حصبه و غيره به علت بهبود بهداشت و دسترسى به شهر و مراكز بهدارى بهتر شد و مىرفت كه يك ناحيهء بسيار باشكوه شود كه اتفاقا آب رودخانهء زايندهرود خشكيد و آب چاههاى فرو افتاد و اينك ( سال 1380 ) آب و آبيارى در تمام ناحيت براآن با دشواريهاى بسيار همراه است و مىرود كه از شكوفايى اقتصادى آن كاسته شود . ( نامواژهء براآن ديده شود )
واژهشناسى :
در اصطلاح و تداول عامه ، اهل محل نام آبادى را « ميشيان » تلفظ مىكنند و ظاهرا هم همين صورت صحيح است . يعنى نسبت ديه به « ميش » . همان گوسپند مقدسى كه در نزد ايرانيان كهن و آرياييان بسيار محترم شمرده مىشده است . مىتوان تصور كرد ، به احتمال ضعيف كه اين نامواژه از دو جزء « منشى » و « ان » آمده است . منشى ( نويسنده ) و « ان » پسوند نسبت است . ولى اين فرض مرجع شمرده نمىشود .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع به ذيل واژهء « من » و توضيح مصحح .
( 2 ) - روستاهاى استان اصفهان در سرشمارى 1375 ، ص 416 .