شاهراه اصفهان به تهران كه در سال 1345 جمعيت آن 1224 نفر بوده است . « 1 » اخيرا چون منطقه وسيع است و فاصلهء آن تا اصفهان كم و حتى نزديك و محيط بر آن ، منطقهء صنعتى شمرده شده است ، كارخانههايى در آن ايجاد شده است ، آبادانى و شكوفايى اقتصادى آن رو به ترقى است ، ولى در عوض قنات آن بسيار كم آب شده و يا بهكلى خشكيده است .
چاهى ژرف و آبى براى مصرف از اصفهان به آن مىرسد ولى تا آبادى پيشين دلچسب آن ، فاصله بسيار است خشكلبى و خشككامى سرتاسر دهستان برخوار را تفتيده و پژمرده است بپردازيم به نام آن .
واژهشناسى :
اين واژه به دو گونه و دو صورت تلفظ رايج و شايع است برخى آن را « مورچهخوار » و برخى مورچهخورت مىگويند و مىنويسند در منابع مكتوب نيز چنين است و ما بههرصورت هر دوان را توضيح و تعليل مىكنيم .
مورچهخورت در تقطيع به صورت « مور + چه + خورت » در مىآيد . جزء اول « مور » نام همان مور معروف است ، نامواژهء موركان ديده شود ، و چه علامت تصغير است كه در اينجا معنى اختصاص در آن هم نهفته است مور همان حيوان كوچك و مورچه همان مور دانهكش است . مىدانيم كه آريايىها به نامگذارى ديهها و امكنه به نام « مور » تعلق خاطر داشتهاند و مورچه به همين دليل نام ديه قرار مىگيرد ، اما « خورت » صورت پهلوى ماضى مطلق « خوردن است » و تبديل « ت » به « دال » قاعدهء مطلوب و رايج تطور زبان مىباشد و نامگذار مىخواهد بگويد اينجا « مورچه خورده است » يا ندارد يا كم دارد . اما در صورت « مورچهخوار » دو جز نخستين به شرح گذشت و اما جزء سوم « خوار » اسم فاعل خوردن است و همچنين به معناى خوار و زبون و چون مورچه يكى از خرفستران است و زردشتى دفع آن را صواب شمرده . بنابراين در نامگذارى پندارى مىخواهد بگويد اينجا مورچه وجود ندارد و خورده شده است . اين بود تعليلى كه اجمالا به ذهن رسيد .
موردان
Murd n
موردان در اصفهان نام محلى نيست ، ولى در سينهء شمالى كوه بزرگ شاهكوه ، افتاده در
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 24 .