اين ده 742 نفر جمعيت داشته است . « 1 » درست در كنار زايندهرود نيست و شاخهاى از زايندهرود دور از آن جريان دارد . به جادهء آسفالت اصفهان - شهركرد نزديك است . ناحيت اشترگان به حكم قدمتش ، چنان كه از نام آن پيداست ، ناحيتى كهن و از مراكز تمدن قديم ايران بوده است . در دورهء اسلامى نيز اعتبار خود را حفظ كرده است و شهركها و ديههاى بزرگ همچون سهر و فيروزان و غيره در آن وجود دارد و اتفاقا در اين ناحيه مخصوصا در خود اشترگان و سهر و فيروزان آثار اسلامى به تحقيق كم نيست . مسجد جامع اشترگان يكى از آثار بسيار باشكوه و دلاويز اواخر عهد مغول است . « 2 » نظر به حاصلخيزى خاك و آب فراوان چون به اين ناحيت بنگرى آن را محفوف در درختان سبز بلند - بيشهزارها ، باغستانها مىبينى كه در آغوش مزارع پهناور برنج افتاده است . در ديه ممد مثل بسيارى ديگر از ديهها اثر تاريخى مهمى نيست ، نوع ساختمانها از خشت و گل با سقفهاى تيرچوبى ، ناقواره و ناهمگون و اين است آنچه ديه را به وجود مىآورد . قديمىترها با نامهاى باشكوه و دلاويز و ظاهرى چنان كه گفته شد . بپردازيم به نام آنكه در ظاهر واژهاى بههمريخته نيست ولى رسيدن به ريشهء آن سخت و دشوار است .
واژهشناسى :
من ابتدا به اين انديشه بودم كه اين واژه از تركيب « مه + مد » به وجود آمده و تقطيع آن چنين است . « م + مد » . آشكار است كه « م » همان تخفيف يافتهء كلمهء « مه » است و « مد » در زبان پهلوى به معناى شراب است و بنابراين « مهمد » كه به صورت ممد تخفيف يافته به معناى شراب نيكو است . تعجب نكنيد اگر براى پيدا كردن معناى واژهها ما به سوى زبان پهلوى و زبانهاى قديمىتر از آن مىرويم . علت اين است كه بحث ما دربارهء نامهاى كهن است و اين نامهاى كهن حتما در روزگار پيش از آمدن اسلام به ايران وجود داشته و آباديهاى موسوم به واژهها در ايران مستقر بوده است و به ناچار نامى داشته و آن نامها هم به زبان بنياد ( پهلوى - پارسى باستان - اوستايى بوده است ) و بعدها تخفيف و يا تعريب يافته و يا تصحيف شده و به صورت حاضر درآمده است . چون اين مقدمه گفته
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . فهرست ديههاى اشترجان ، در سال 1375 جمعيت ممد به 1305 نفر افزايش پيدا كرده است .
( 2 ) - ن . ك . به : مقالهء نويسنده به نام مسجد جامع اشترگان منتشر در روزنامهء نويد سال 56 .