شد بايد دانست كه ايرانيان براى شراب حرمتى قايل بودهاند و جلال و شكوهى و از اين جهت است كه نام امكنهء بسيارى را از « مى » گرفتهاند مانند ميبد ، ميمه ، ميگون ، ميمند و غيره و هيچ شگفتى ندارد كه نام محلى « مهمد » يا معانى آن قرار گيرد . « 1 »
بنابراين عقيده تا مدتها استوار بودم و تا مدتها همچنان در خاطرم بود كه ممكن است صورت ديگرى نيز داشته باشد تا متوجه شدم كه ممد ممكن است صورت تحريف يافتهء « مماد » و تحريف يافتهء « مهماد » يعنى ماد بزرگ باشد ، مىدانيم كه ماد به صورت ماه تصحيف شده و تخفيف يافته ( ماه كوفه - ماه بصره - ماه نهاوند شده و كمكم مهجور گشته است ) ولى وجود نهرهاى بزرگى با نام « مادى » كه گمان مىرود منسوب به ماد و مادهاست در اصفهان همهجا با همين نام وجود دارد و آنها را مشروب مىسازد و همين امر اين انديشه را در من تقويت كرد كه نام « مهماد » بر اين ديه بىتناسب و علت نيست . كدام يك از اين دو وجه بر ديگرى ترجيح دارد ؟ نسبت به ذوق سليم خواننده دارد .
توضيح : در طومار شيخ بهائى نام اين روستا و مادى مربوط به آن به صورت « ممد انتقالى » آمده است و « انتقالى » بنا به قول تذكرة الملوك در دورهء صفويه به آبادى يا زمينى مىگفتند كه از خالصه به افراد منتقل مىشده است .
مندآباد
Mand b d
مندآباد در دهستان كوهپايه ، همان جايى كه گفتيم در تابستان هوايى بهشتآسا دارد واقع است . در اين ديه كوهپايه و در تمام كوهستان كركس تا برسد به نايين ، اين ديه و خواهرانش كوچك و بزرگ اين كوهستان را زينت مىبخشند . افسوس است و دريغ كه آب اين دهستان كم شده و ديههاى آن متروك مىماند ولى خوشبختانه برحسب تحقيقى كه از مطلعان كردهام آب اين ديه قليلى كم شده است و هنوز ديه سرسبز و خرم باقى است . براى توضيحات بيشتر نگاه كنيد به واژههاى الانآباد ، هريزه ، هندرستان ، فشارك ، و غيره در همين فرهنگ . و چون در اين فرهنگ بناى بر اختصار است به نام آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
مندآباد مركب از دو جزء « مند + آباد » مىباشد و در ظاهر كلمهء « مند »
هامش
( 1 ) - براى معنى « مد » به معنى شراب رجوع كنيد به فرهنگ پهلوى از بهرام فرهوشى .