تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤
« مد » نام شراب و « مى » است و آنچه اين صورت را تأييد مىكند وجود كلمهء مديچ ايرانشهر است ؛ چون مديچ با مديسه داراى يك تركيب و يك اصل و بنياد است و پسوند « ايچ » درست معادل « ايس » است . بنابراين فرض دوم بر صورت نخستين ترجيح پيدا مىكند .
مراوند
Mar vand
مراوند ديهى است در دهستان ترقرود شهرستان نطنز ، در سال 1345 اين ديه 49 نفر جمعيت داشته به احتمال بسيار اينك نيز جمعيت آن همان اندازه است . « 1 » چون‌كه اگرچه در دور و بر نطنز آب قناتها كاهش يافته است اما در خود نطنز و حومهء آن تقليل آب كمتر است . نشان قدمت و سابقهء تمدن در لهجه و زبان و در نام ديه‌ها و كيفيت معيشت مردم و اخلاق اجتماعى و بسيارى دلايل ديگر آشكار است . اين ناحيه هوايى خوش و آبى گوارا دارد . سرسبز و دلاويز است ولى از روزگاران كهن اثرى در آنجا باقى نيست و ما مكرر گفته‌ايم كه به علت گرانى سوخت و كمبود وسايل حمل‌ونقل . در جلگهء مركزى ايران بناهاى استوار كم است و بناهاى خشت و گلى در قبال بارندگى و گذر زمان تاب نمىآورد و ويران مىشود ؛ از اين جهت هرجا نشان قدمت بخواهيد بايد در نام محل جست‌وجو كنيد .

واژه‌شناسى :

واژهء مراوند از سه جزء « مر + آ + وند » تركيب شده است . اما جزء اول « مر » در عرصهء تعداد و احصا به معنى يك دسته و يك اندازه و شمار واحدهاست ؛ مثلا گفته مىشود 2 مر صد هزار يعنى 200 هزار ، ولى در عرف محل به انضمام جزء دوم « آ » كه به معناى آب است ، به معنى « حق‌آبه » است و گاهى « مراوه » گفته مىشود كه تركيب آن چنين است : « مر + او + ه » و باز به همين معنى است . و اما « وند » پسوند دارايى است و نسبت مثل سگوند و دالوند و بسيارى ديگر بنابراين مراوند يعنى ناحيه يا ديهى است كه حق آب دارد و بيرون آبى نيست اصطلاح « بيرون‌آب » و « بيرون‌آبى » يعنى محلى كه حق آب ندارد و از آب هرز و سيلاب استفاده مىكند . « 2 »
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 95 . ( 2 ) - دربارهء مر به معناى حق آب از اهل محل تحقيق شد .