( آباده ) ، مدوار ( يزد و شهربابك ) همه و همه نشاندهندهء علايق آرياييان كهن به « مى » بوده است و ميبد و ميمه و ميمند باز نشانههاى ديگرى از همين علايق است . طبيعى است كه هر چه مورد پسند نامگذار باشد و آن را دوست بدارد براى نامگذارى روى اطفال و امكنه به كار مىبرد . از اول كه نامگذار نمىداند طفل نيكو صورت است و بهشتى رخ اما نام منوچهر را مىپذيرد و نام طفل را مينوچهر مىگذارد و يا در روزگاران پيشتر نمىدانند كه طفل اسب بسيار خواهد داشت و يا اسب نر و بزرگ و ستبر ولى نام او را پورشسب و گشتاسب و تهماسب و غيره و غيره مىگذارند . « 1 » و از همين جهت نام « مى » محبوب خود را بر روى امكنه مىگذاشتهاند و جزء دوم « وار » همان پسوند تصاحب و اتصاف است ، چنان كه شاهوار ، گوشوار و غيره .
بنابراين مدوار يعنى آب و يا ديه شرابگونه ، آنجا كه آبش از شدت پاكى و خوبى مثلا مست مىكند و حال خوش به وجود مىآورد .
مديسه
Madise ( h )
نام ديهى است در جنوب باختر اصفهان بسيار زيبا و سرسبز در كنار رودخانهء زايندهرود و سخت نزديك به پلكله . دربارهء كله و پلكله توضيحات وافى در زير عنوان كره « 2 » و همين عنوان آوردهايم . در حقيقت وقتى جادهء اصفهان به شهركرد را در پيش بگيريم همينكه از پلكله و رودخانه گذشتيم در معبرهاى پيچاپيچ تپهها ، اين ديه زيبا را بر كنار رودخانه مىبينيم كه آب زايندهرود غرشكنان خود را به كران زمينهاى آن مىزند و مىرود تا از زير پلكله بگذرد ، ساختمانهاى خانههاى روستايى را مىبينيم كه يكى بر فراز ديگرى واقع شده و حياط اين يك پشتبام آن ديگر است و شبهنگام نيز منظرهء دلاويزى دارد . بههرحال مديسه در بلوك آيدوغميش تمام خصوصياتى را كه ساير ديهها دارند هم از لحاظ
هامش
( 1 ) - نام پدر زردشت ، پورشسب يعنى پراسب و دارندهء اسب بسيار است و نام گشتاسب يعنى دارندهء اسب فحل ( نر ) و نام بسيارى از ناموران كهن ايران كه با اسب و شتر و گراز و گرگ و . . . مىآمده همه از اين باب است .
( 2 ) - ن . ك . به : اين عنوان در همين فرهنگ .