تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
گيوارستان ، كوگان ، گلوسر ، شاهان ، لاوه مزان ، وزوه « 1 » و غيره همه نشانهاى قانع‌كننده و شواهدى كافى براى قدمت اين ناحيه مىباشد . در سنوات اخير كه بارش باران كم شده ناچار آب اين ديه‌ها هم كمتر شده است . از سوى ديگر چون ناحيهء فريدن يكى از مراكزى بود كه شاه عباس در هنگام كوچ دادن ارامنه آنها را در آنجا سكونت داده بود و ارمنيان رفته‌رفته از آنجا بيرون رفتند و به ارمنستان زادگاه اصلى خود بازگشتند ، برخى ديه‌هاى اين ناحيه از آبادى و شكوفايى خود كم‌وبيش ساقط شد ؛ ولى به سرعت خود ساكنان محل جاى آنها را پر كردند . در ناحيهء فريدن بارندگى زياد است و خاك اين دهستانها نيز سست است و اين دو حالت نتيجه داده است كه بناى قديمى و اثرى كهن به وجود نيامده است و چيزى باقى نمانده است . لهجه و زبان خاصى نيز در محل رايج نيست . در قسمت غرب اين ناحيه كه بيشتر به نواحى بروجرد و خرم‌آباد نزديك است زبان لرى شيوع دارد كه يكى از لهجه‌هاى اصيل زبان فارسى است . در ديه‌هايى كه در خاور واقع شده است زبان تركى رايج است و شهرك‌هايى مثل چادگان و داران و دامنه و غيره ، مردم به زبان تركى با رغبت صحبت مىكنند . علت نفوذ زبان تركى در اين نواحى خوب دانسته نيست ، اين زبان همان‌طور كه در توضيحاتى ديگر گفته شد از روزگار نفوذ سلجوقيان باقى مانده و شيوع پيدا كرده است . محصول بيشتر اراضى گندم و جو و حبوبات است . در سنوات اخير كه بارندگى كمتر شده است از ديم‌زارهاى اين ناحيه هم حاصل چندانى به دست نمىآيد . فريدن مركز دامدارى مهمى به شمار مىرفت كه اينك از آن شكوفايى و شهرت قديم بهره‌مند نيست . بپردازيم به نام آن .

واژه‌شناسى :

واژهء « مازه » را وقتى تجزيه مىكنيم به صورت « ما + زه » در مىآيد . جزء اول همان واژهء اصيل فارسى « مه » است كه به معناى بزرگ كه بر اثر تطور زبان حرف آخر آن به صورت « الف » ممدود به گوش مىرسد و اين خصوصيت در خيلى از لهجه‌ها رواج دارد و اما « زه » همان واژه‌اى است كه به معناى آب تراويده از زمين است و مازه روى هم به معناى « مه‌زه » است يعنى جايى كه « زه » قنات آن خوب و كافى است . در واژهء مازندران كه بسيار شهرت دارد ، جزء « ماز » جالب و نظر ربا است . فرهنگ‌ها « ماز » را به معناى چين و شكن گرفته‌اند و براى آن توضيحات بسيار داده‌اند ، ولى هيچ‌كدام
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : اين عنوان در همين كتاب .