از آنها نامواژهء مازندران را توجيه نمىكند . آخرين توضيح كه در اينباره آمده اين است كه كلمهء مازندران تقطيعى چنين دارد : « ماز + آن + در + ان » . جزء اول « ماز » را نام قومى دانستهاند و همچنين نام كوهستان و بلادى كه در آن سكونت دارند و در صورت مازان جزء آخر « ان » علامت كثرت و نسبت است . يعنى جاى مازها و جزء « در » به معناى راه عبور و گذرگاه و محل ورود است و بر كوهها و گذرگاههاى فيروزكوه و آن نواحى گفته مىشود و از آنچه گذرگاهى به سوى « مازان » بوده ( قوم ماز ) و آن را با جزء آخر به معناى در گذرگاه و راه پنداشتهاند و « ماز اندر » به معناى كوهستانى است كه درى به سوى مازان گشوده دارد « مازاندر » نام گرفته است و « ان » آخر علامت كثرت و نسبت است و بنابراين مازندران همين ناحيت درگاه مازها . مسألهء جالب اين است كه ماز را به معناى شكستگى و شكاف هم آوردهاند . مرحوم دهخدا هم همين معنا را برگزيده و توضيحات بسيار داده است . « 1 »
شايد بتوان فكر كرد كه « مازه » محل منسوب به مازهاست و حرف « ه » آخر حرف نسبت است و « مازه » هايى كه داشتيم همه به نسبت با مابعدشان سازگارى مىنمايند .
( مازيار يعنى يار و ياور قوم ماز ) ، نامواژه مازان ( پاوه ) و مازان بالا و پايين ( مغان ) هم مؤيد معنايى است كه آورده شد . يعنى جايى كه قوم « ماز » در آن سكونت دارد .
مالواجرد
M lv jerd
مالواجرد ديه بزرگى است در دهستان جرقويهء عليا از شهرستان اصفهان . در سال 1345 جمعيت آن 940 نفر بوده است . « 2 » و اينك طبق آمار سال 1375 جمعيت آن 1263 نفر بوده است . مردم دهستان جرقويه « 3 » مردمى كوشا ، زحمتكش ، با مبانى اخلاقى مستحكم ، صديق و صادق هستند و اين همه صبغه و رنگ تمدن كهن است كه در همهجاى آن ديده مىشود . آثار قدمت در جرقويه ، گذشته از نام ، در ديههاى ديگر آن ، در بقاياى آتشكده و امكنهء بسيار ديگر هنوز وجود دارد . از علايم ديگر اين قدمت وجود لهجه و زبانى است كه در اين دهستان رايج است و مردم سخت به تكلم آن شايق مىباشند . آب قناتهاى اين محل
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : لغتنامه ، همين مدخل .
( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 32 .
( 3 ) - ن . ك . به : همين عنوان و ديههاى ديگر آن مثل رامشه و اسفنداران .