جمعيت اين ديه نيز در حال حاضر به ناچار بيشتر است . براى ويژگيهاى ناحيه رجوع كنيد به عنوان براآن و مضافات آن در همين فرهنگ . و ما در اينجا مىپردازيم به نام آن .
واژهشناسى :
در تقطيع ليان به اجزاى مفيد معنا نمىرسيم ولى خود واژهء ليان معناى خوب دارد و در فرهنگها آن را به معناى درخشنده و تابان و همچنين به معناى فروغ آينه و تيغ آوردهاند . فروغى را گويند كه از پى يكديگر بدرخشد . « 1 » و اگرچه نامگذارى به اين صورت در نامهاى كهن كم است ولى بىمثل و مانند نيست و چندان مستبعد نيست كه به مناسبتى واژهء خوشنامى كه معناى خوب دارد نام محلى قرار گيرد ، مىتوان تصور كرد كه در حاصلخيزى و آبادى ديه حالتى شكوفا و درخشان داشته است و بدين جهت به نام تابان نامبردار شده است .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ، ذيل همين واژه و هامش مصحح كه از خاقانى براى آن اين شعر را شاهد آورده است :جمشيد كيانى نه كه خورشيد ليانى * كز نور عيانى همه رخ عين ثنايى