يك طايفهء آريايى است و نام خود طايفه را از باب اطلاق حال به محل بر زيستگاه هم مىشود اطلاق كرد . ژانپير ديگار در كتاب خود به نام فنون كوچنشينان بختيارى دربارهء شجرهء نسب ايل بختيارى مىگويد : « 1 » « بختيارىها علت تقسيم ايل خود را به دو بخش به نامهاى هفتلنگ و چهارلنگ مشابه با واژهشناسى ايلات بدوى « فخذ » به معنى « ران » با يارى گرفتن از يك روايت اجدادى گرفتهاند و مىگويد كه بنيانگذار ايل به هنگام مرگ خود دو خانوار از خود باقى گذاشت كه از يك زن چهار پسر و از زن ديگر هفت پسر بود . و از اينجا چهارلنگ و هفتلنگ پيدا شد .
صرف نظر از اينكه گفتهء اين دانشمند درست باشد يا نباشد مىتوان چنين انديشهاى را در ذهن هم پروراند كه « لنگ » به همين معنا نام طايفه و يا طوايف آريايى است كه بر محل نهاده شده و در اصفهان مركز آنها لنج و محدودهء اقامت آنها لنجان ناميده شده است و واژهء النجان آشكارا به ما مىگويد كه ناحيهاى كه راجع به لنگها و يا لنجها نيست ، النجان است ( لنجان مال لنگها ، النجان مال غير لنگها ) درست مثل ايران و انيران . بنابراين از مجموع اين تفسيرها كه گذشت معلوم مىشود كه لنج نام قريهاى كه ذكر آن گذشت جاى لنجها و خانلنجان مركز آنجا .
براى توضيح بگوييم كه لنج و لنجان منحصر به اصفهان نيست و لنجان ( كرمان ) و لنجاب ( اراك ، دو محل ) و لنجه ( محلات ) ، لنجرود ( قم ) ، لنجآباد ( سنندج ) و همچنين لنگ كه لنج معرب آن بود بر محلهاى بسيارى لنگ ( هشتپر ) ، لنگاب ( بجنورد ) ، لنگان ( قم ) ، لنگه ( بيرجند ) و غيره اطلاق مىشود و از اينجا معلوم مىشود كه ما در جستوجوى ريشههاى اين نام و علت اين نامگذارى دور نرفتهايم .
لنجان
- لنج
لودريچه
Lod ( e ) ric ? e ( h )
برحسب آمارگيرى مركز آمار ايران دو لودريچه داريم يكى در دهستان برخوار در شمال
هامش
( 1 ) - ژان پير ريگار ، فنون كوچنشينان بختيارى ، ترجمهء اصغر كريمى ، چاپ دوم ( 1369 ) ، معاونت فرهنگى آستان قدس رضوى .