مىآورد يعنى دو لنبان .
بههرصورت با فحص بليغى كه در اينباره به عمل آمده معناى خوب و مناسبى براى لنبان به نظر نرسيد . با توجه به نمونهها و امثال ديگر مىتوان انديشيد كه لنب نام يك قبيلهء آريايى بوده كه بر محل آنها اطلاق شده و با پسوند « ان » به صورت لنبان درآمده است ، همچنانكه خوزان يعنى محل اقامت و ديه خوزها و اندوان يعنى محل اقامت و ديه اندوها و اين صورت نامگذارى در اطراف ايران امثلهء بسيار دارد كه نامهاى قبايل آريايى بر زيستگاه آنها اطلاق شده و ما اينك از نام و تاريخ زندگانى آنها آگاهى نداريم . اين موضوع البته مستند به هيچ دليلى نيست و نويسنده اصرارى در صحت آن ندارد و به عنوان فرضيه پيشنهاد مىشود .
لنج
Lenj
لنج نام ديهى است از بلوك لنجان كه آن را در عداد دهستان گركن به حساب آوردهاند و در سال 1345 جمعيت آن 1610 نفر بوده است و اينك بىشك بيشتر است . « 1 » در شمال ديه بزرگ خولنجان واقع شده و اين هردو بسيار توسعه يافته و پندارى به هم پيوستهاند و شهركى را به وجود آوردهاند . لنجان هم نام بلوك وسيع و بزرگى است كه برحسب نامگذارىهاى نو به دهستانهاى چند تقسيم شده است و از آن جمله است ، دهستان اشترگان و اشيان و گركن و النجان نام بلوك ديگرى است در شمال لنجان ( برحسب تسميهء قديم ) و خانلنجان كه امروز خولنجان ناميده مىشود هم نام ديه بزرگ ديگرى است در همين بلوك لنجان و در اين مقالت ما در جستوجوى ريشههاى اين كلمات هستيم . بىشك كلمهء لنج همان كلمهء « لنگ » كهن است ( در حال حاضر لنج و لنجان و به تبع آن خانلنجان و النجان به كسر « لام » تلفظ مىشود و حرف اول « لنگ » مفتوح است و بدون شك ناشى از تطور زبان است ) . اگر بخواهيم حدود بلوك لنجان را معين كنيم نظر به تصرفات نامگذارىهاى جديد با اشكالات بسيارى مواجه مىشويم كه مىتواند موجب اغتشاش فكر خوانندگان شود ؛ اين است كه اجمالا مىگوييم بلوك لنجان افتاده است بر جنوب باخترى اصفهان و همچنان رو به جنوب باخترى بر دو كنار رودخانه ادامه پيدا مىكند ( از
هامش
( 1 ) - جمعيت روستاى لنج در سال 1375 بالغ بر 3335 نفر شده است .