تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
يافته است .

واژه‌شناسى :

اين واژه گاهى در تلفظات و تداول عامهء روستايى « له »
( Leh )
به كسر اول و گاهى هم « لهه »
( Leheh )
به كسر اول و ثانى مىآيد . از اينكه اين واژه بر روى پنجاه محل در اطراف ايران ، به انواع گوناگون گذارده شده مىتوان دريافت كه اين معانى اختصاص به تداول عامهء اصفهان هم ندارد و در همه‌جا به نظاير مختلف وجود دارد . دليل كثرت امثال ، از اين جهت است كه به تقريبى معانى مذكور در فرهنگها در همه‌جا متداول مىباشد . اينجا بايد اضافه كنيم كه واژهء دوم « لا » و « لاى » در امثلهء بالا و نظاير و مشابهات آن در همه‌جا مضاف اليه است و نسبت « لا » را به مضاف اليه معين مىكند . چون بيشتر آن واژه‌ها با توضيحاتى كه داده شد واضح المعنى است ديگر از ذكر يك يك آنها خوددارى مىشود و گمان دارم با توضيح يكى از آنها معانى ديگران نيز روشن مىشود . از لاىبيد آغاز كنيم . لاىبيد يعنى درهء منسوب به « بيد » و لاسيب يعنى درهء منسوب به سيب و در برخى از آنها كه مناسب محل باشد « لا » همچنان‌كه گفتيم به معناى صحرايى است كه در آن « لا » افتاده باشد يعنى زمين پهن گشادهء رسوبى . واژهء لامحمود و لارنگ و غيره هم به همين معناست . در ميان اينها نام لاجشك ( به كسر « جيم » اول ) خيلى جالب است . اين محل در دهستان حومهء اردستان واقع است و فقط هفت نفر جمعيت دارد . خوش آب و هوا ، در سينهء كوهستان و تابستان چون بهشت و جز اين چيزى ندارد كه لازم باشد توضيح دهيم . باغى و مختصر آبى از قناتى كوچك كه كم‌كم از كوه مىآيد و در استخرى جمع مىشود . ببينيم لاجشك يعنى چه ؟ « لا » به معناى دره است اما جزء دوم « جشك » ( چه اسم قشنگى ! ) خود مركب است از سه جزء ج + ش + ك . در واژهء لاريچه گفتيم كه « چه » درست معادل معناى « كه » است كه گفته‌ايم به معناى قنات است و حال اضافه مىكنيم كه تبديل « ك » به « ج » و « چ » در لهجه‌ها رايج است و جزء دوم « ش » از همان واژهء « شى » آمده يعنى شستن و شوييدن و « ك » آخر براى تصغير است بنابراين واژهء لاجشك يعنى درهء قنات كوچكى كه آب روان دارد .
لفتان
Laft n
ظاهرا املاى صحيح كلمه ( چنان كه كه در منابع جديد همه چنين آمده است ) به همين
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 715 | محمد مهريار