داريم و گلپايگان « 1 » هم از آن مستثنى نيست .
گلونآباد
Golun b d
اين واژه را با انواع مختلف كلونآباد ( به ضم « كاف » فارسى ) گلناباد و در تداول عامه گلنهباد يا گلنباد تلفظ مىكنند . امروز بيشتر به حكم اينكه « الف » و « نون » آن در تداول عامهء اصفهانى « اون » تلفظ مىشود آن را گلونآباد تلفظ مىكنند و آن ديهى است كه در عداد ديههاى روستاى قهاب در شرق اصفهان به حساب آمده است . ديه بزرگى نيست و در سال 1345 به موجب نشريهء مركز آمار ايران فقط 279 نفر جمعيت داشته است و امروز شايد اندكى بيشتر است . در حاشيهء كوير واقع است و هواى آن گرم و نامطبوع است . جادهء شوسهء اصفهان - يزد از آن مىگذرد . سابقا اين ديه داراى قنات معتبرى بود كه اينك خشك شده است و براى زراعت از چاههاى عميق يا كمعمق استفاده مىكنند . در روزگار پيشين من خود آن را ديده بودم از دور همچون شهرى عظيم به نظر مىآمد كه در آفتاب سوزان تابستان سايهء آن در سرابها منعكس مىشد و حالى رعبانگيز داشت . اينها برجهاى كبوتر بسيارى بود كه در اين ديه وجود داشت و اينك تعداد معدودى از آن باقى است . دور تا دور زمينهاى اطراف آن باتلاقى بود و بيمارى مالاريا در آن فراوان ، ولى اينك آن باتلاقها خشك شده و به علت نزديك بودن به شهر وضع بهداشتى آن بد نيست . ديه داراى مدرسهاى آجرى و حمامى و برخى خانههاى آجرى كوچك است . نشان اينكه شهر دارد به سرعت در ديه نفوذ مىكند و سر و وضع و زندگى ساكنان ديه شهرى شده است . زن روستايى با چادر سياه با زن شهرى تفاوت چندانى ندارد . از لحاظ خاصهء قدمت و حضارت چيز چشمگيرى ندارد كه قابل نقل باشد ، بنابراين به تنها واقعهاى كه نام اين ديهها را بر سر زبانها انداخته و در تاريخ باقى گذاشته است مىپردازيم .
در سال 1135 ه . ق افغانان غلزايى به فرمان محمود افغان از قندهار رو به ايران نهادند و از قندهار تا اصفهان در تمام سرزمين افغانستان و سيستان و كرمان با مقاومتى مواجه نشدند تا به اصفهان رسيدند و در اينجا جنگ بزرگ سرنوشتساز ، بين سپاه شاه سلطان حسين و افغانان
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : همين عنوان در اين كتاب .