واژهشناسى :
گلپايگان امروز براى همه شناخته شده است و همه آن را شهرى نامبردار مىشناسند و تلفظ رايج آن با ضم « كاف » فارسى است . از برخى مردم محل شنيده شد كه آن را با « كاف » مفتوح فارسى تلفظ مىكنند و آن را گلپايگان
( Galp yeg n )
مىخوانند ، اين تلفظ هم مىتواند توجيهى داشته باشد ، چنان كه خواهد آمد در عربى اين واژه را « جرفاذقان » ( به فتح اول ) هم مىخوانند . ياقوت هم آن را مخصوصا با فتح اول قيد مىكند . « 1 » ببينيم برحسب قاعدهء تعريب ( در اينجا اين قاعدهها به ما كمك مىكند ) چگونه واژهء ما به صورت عربى « جرفاذقان » ، درآمده است . برحسب اين قاعده بايد اصل آن در هنگام تعريب « گرپادكان »
( Gorpadekan )
بوده باشد تا « گاف »
( G )
به « ج » و « پ » به « ف » و « د » به « ذ » و « ك »
( K )
به « ق » تبديل و تعريب شود اين قاعده همهجا در تعريب نامها رايج است . از سوى ديگر مىدانيم كه در پهلوى آن را « گرپاتكان »
( Gorpatkan )
نوشتهاند و اصلا « گلپادگان » و « گلپاتكان » و « گرپايگان » هر سه ، نام نسبتا قديم اين ناحيه است . « 2 » آنچه در پهلوى آمده چون حرف « ر » و « ل » يك علامت دارد بنابراين « گرپاتكان » معادل است با « گلپاتكان » و تركيب « گلپاتكان » همان است كه در واژهء آذربايجان معادل « آتورپاتكان » داريم .
در تقطيع پهلوى واژه چنين تقطيع مىشود : « گل » ( معادل گر ) + « پات » ( معادل پاد ) + « كان » ( معادل گان ) . « پات » ( معادل بد و بد ) به معناى محل است ، پس « گلپاتگان » يعنى محل « گل » ولى اين را گل و بستان نبايد گرفت چون « گر » ( به ضم « كاف » پارسى ) در پهلوى به معناى آتش است . و گرپاتگان يعنى آنجا كه آتشگاهى يا آتشگاههايى روشن است . در زبان پارسى از اين معنى هنوز نشانههايى هست . گل آتش و گل كردن آتش و گرگشيدن و گرگرفتن هم آثار آن تلفظ پهلوى است . البته بعدها نظر به وحدت حرف « ر » و « ل » اين را « گل بستان » گرفتهاند و الا « گر » در اصل آن بود و بايد در تعريب « جرفاذقان » شده باشد .
بايد توجه داشت كه نامگذارى محلها و امكنه به گل خيلى رايج است و ما محلهايى به نام گلاب ، گلانآباد ، جلادران ( معادل گلآذران ) و جلمرز ( معادل گلمرز ) و امثال اينها بسيار
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : ياقوت حموى ، معجم البلدان ، همين عنوان .
( 2 ) - ن . ك . به : لغتنامه و فرهنگ معين ، ذيل اين واژهها .