كم مىشود و بالطبع جمعيت آن هم كمتر . جامعهشناسى ناحيت برزآوند طبق نام كهن خود بقاياى تمدن و حضارت قديم ناحيه را شهادت مىدهد ، لهجه و زبان مخصوص ، نوع معيشت ، ساختمانهايى با پيهاى ستبر كه همه براى زندگى سخت ساحل كوير مناسب است و بسيارى آثار كوچك ديگر همه نشانى از اين قدمت است كه ما به تفاريق در مورد آن بحث كردهايم و توضيح بيشتر را زايد دانسته به معناى آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
گله با « گاف » فارسى ، در فرهنگها اين واژه را با فتح اول و ضم اول به معانى مختلف آوردهاند . از جمله هم با تشديد و هم بىتشديد به معناى رمهء گوسفند و شتر و باز بىتشديد با ضم و فتح اول به معانى ديگر آوردهاند كه هيچكدام مناسب نام محل نيست .
با تحقيقى كه از اهل محل به عمل آمد و با توجه به زبان اردستانى كه در آنجا رايج است ، معلوم شد كه گله بىتشديد و با فتح اول به معناى راه تنگ و باريك است و اين خصوصيت در محل وجود دارد ، بنابراين ترديد پيدا نمىشود كه گلهء حاضر ما نام ديهى است كه راه باريك تنگ داشته است و از همين جهت نيز به آن نام ناميده شده است . گله ( به همين صورت ) نام بسيارى از امكنه و بقاع در اطراف مملكت است كه از جملهء آنها گله ( دماوند ، مهاباد ، مريوان ) و همين گلهء ( اردستان ) را مىتوان نام برد كه از لحاظ وضع زمين حالتى چنين داشتهاند .
گنهران
Gonhar n
گنهران به ضم اول و سكون نون ، ديهى است كه در جمع ديههاى دهستان تيران از شهرستان نجفآباد به حساب آمده است و خود در ناحيهء دلفروز كرون در غرب اصفهان پس از شهر نجفآباد واقع است . اين ديه را در تداول عامه ، برخى « گلهران » با « لام » تلفظ مىكنند ، ولى همهجا در اسناد ثبتى و دفاتر مالياتى و قبالههاى كهن آن را گنهران نوشتهاند بنابراين تلفظ آن با « لام » به صورت « گلهران » بىشك نادرست است و درست آن همان گنهران است ، ولى از تداول عامه دربارهء آن نام يك چيز مسلم مىشود و آن اينكه حرف اول مضموم است و نه مفتوح و مكسور و بر روى تداول عامه اجمالا در فقه اللغهء نامهاى كهن مىتوان تكيه كرد .
در سال 1345 ( سال آمارى ما ) اين ديه 836 نفر جمعيت داشته است ولى در سال 1375 به 1359 نفر رسيده است اما به حكم اينكه آبهاى ناحيهء كرون دايما كم شده و قناتها كمآب