گشنويه ( بندرعباس ) ، گشنگى ( جيرفت ) و امثال اينها كه در تمام موارد واژهء « گشن » به همين معنا و همين علت به چشم مىخورد و جزء دوم آن « گان » صورت ديگرى از پسوند « ان » ( پسوند كثرت و اتصاف ) مىباشد كه در مهرگان ، آبانگان و تيرگان و بسيارى واژههاى ديگر داريم .
اما گشنيزجان ، واضح است كه نامگذارى محلى با نام « گشنيز » كه جزو سبزيهاى خوردنى است چندان پسنديده و دلاويز نيست و نمىشود تصور كرد كه ديهى به اين اعتبار و بزرگى و با اين قدمت به نام « گشنيز » كه بههرحال علفى است رستنى نامبردار باشد و با تأمل بيشتر درمىيابيم كه واژهء گشنيزگان كه آن را گشنيزجان هم تلفظ مىكنند « 1 » و گاهى آن را گيشينگان و گيشنگان هم مىگويند . ( به صورت امالهء « يايى » اول و همچنين به كسر « ان » ) و بههرصورت ناظر به همان معناست كه در بالا ذكر آن گذشت به اين صورت تقطيع مىشود « گشن + ايز + گان » اما جزء اول « گشن » همان واژهء فاخر و پرشكوهى است كه گفتيم به معناى فحل و نر و در معناى اوسع به معناى شجاع و دلاور است و جزء دوم « ايز » ، همان علامت نسبت است كه گاهى به صورت « ايك » هم ديده مىشود و امثلهء بسيار متعددى در اينباره هست كه « ايز » و « ايك » به معناى نسبت آمده است ( تاجيك ، تازيك ، كنيز ، دوشيزه و غيره ) و اما جزء سوم « گان » كه همان پسوند « ان » است كه گفته شد در مهرگان و آبانگان و غيره داريم ، پسوند كثرت و نسبت است پس گشنيزگان يعنى منسوب و متصف به گشنها يعنى آنان كه فحل و نر و دلاورند .
گشنيزگان
- گشنگان
گلابينه
Gol bine ( H )
در دهستان جى كهن ديهى را ذكر كردهاند به اسم گلابينه . برحسب تقسيمات امروز ، جى ديگر شهر اصفهان نيست و دهكدهاى هم به نام جى نيز نامبردار نمىباشد روزگارى دور جى ، اصفهان بوده است و يا اصفهان جى و يا هر دو شهرى آباد نزديك به هم در همين ناحيه ولى امروز جى نام دهستانى است سخت به اصفهان نزديك كه در سال 1345 ( سال آمارى ما ) همهء دهستان جى 16059 نفر و گلابينهء ما كه ديهى كوچك به حساب آمده فقط 20 نفر جمعيت
هامش
( 1 ) - در فرهنگ آ . م . م . گشنيزجان را محل مخصوصى دانسته است .