گاوخونى صورت عاميانهء گاوخانى است . و آن را نبايد گاوخوانى نوشت . توضيح آنكه در لغت « خوان » به معناى سفره است و « خوانچه » طبق كوچكى است كه غذا در آن مىگذارند و جابهجا مىكنند و اين معنا با تالاب و مصب رود بىتناسب است .
اگر فكر كنيم كه گاوخانى از صورت « گاو + خان + ى » هم آمده است به خطا رفتهايم چونكه « خان » در فارسى يا مخفف خانه و سراى است و يا تركى است كه عنوانى به شمار مىرود . در زبان فارسى مىتواند مخفف خانه هم باشد . ولى حقيقت آنكه كلمهء « خانى » ( بىآنكه « ياى » آن « ياى » نسبت باشد ) به معناى حوض و تالاب است و خان به معناى چشمه و گاوخانى يعنى حوض و يا تالاب منسوب به « گاو » و « گاو » علامت نسبت و شباهت است كه بزرگى را مىرساند و گاوخانى روى هم كه در اصفهانى گاوخونى تلفظ مىشود به معناى همين تالاب بزرگى است كه آب زايندهرود در آن مىريزد و در سوابق ايام اين جنگل و حيات وحش گستردهء عظيم را فراهم مىآورد و اينك نادانسته آن را خشك كردهاند .
حق اين بود كه از سر نيكخواهى و دانش آيندهنگرى و حفظ محيط زيست براى گاوخانى هم آبى منظور مىداشتند . در طومار زايندهرود گفته شده است كه آب زايندهرود پس از فصل جلبندى « 1 » تا پانزدهم خرداد آزاد است و بنابراين همهء سيلابها و آبهاى زايد به گاوخونى مىرفت و اين حياتوحش از آن پيدا مىشد و پايدار مىماند ، ولى پس از اينكه بر خلاف قاعده تمام آب زايندهرود را تا قطرهء آخر باز گرفتند و به مصرف رساندند ، ديگر به گاوخونى آبى نرسيد و خشك شد و ازاينرو خسارت بسيارى به اصفهان و محيط زيست آن وارد آمد .
خداوند مردم اين سامان را از عواقب آن مصون دارد .
گراون
Gar van
گراون ديه كوچكى است با جمعيتى برابر 20 نفر كه آن را در عداد دهستان خور و بيابانك ضبط كردهاند . « 2 » در ناحيهء خور و بيابانك چيز قابل ذكرى نيست . اثر تاريخى باقى نمانده است ، ولى در ساختمانها ، اصول كهن كه تا امروز پيروى مىگردد نشان دهندهء يك سبك
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : مقالهء « طومار سهام آب زايندهرود » ، در شمارهء 14 فصلنامهء فرهنگ اصفهان .
( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 86 .