كشورى مستقل بوده است و گاهى غور ناميده مىشده و در افغانستان امروز در ناحيهاى كوهستانى واقع بوده است و غرجستان معادل گرجستان نام داشته است و « غر » معادل « گر » مىباشد . در اينباره جاى شك و شبهه نيست . در اوستايى « كن » به معنى « كندن » است پس گركن همان « كوهكن » است . در آباد ساختن اين بلوك و احداث آن دشواريهايى وجود داشته و يا « درمادى » « 1 » آن سنگ بوده است كه به ناچار كندهاند و مادى را كشيدهاند . در آبادى خود ديهها نيز اين سختىها وجود داشته است كه آن را « كوهكن » ناميدهاند . فورا بگوييم كه واژهء « كن » به معنى قنات هم هست و امثلهء بسيار در اطراف ايران دارد . چون قنات را مىكنند و بههرحال گركن به معنى دوم هم صحيح است و از باب توسعهء معنى « كن » به مادى هم اطلاق شده است . هر دو گونه قابل تصور است . بههرصورت اين است محل و اين است معنى نام آن . بايد دانست كه چون كوه بزرگ شاهكوه در شمال اين دشت است هواى دشت روز گرم و شبها سرد و در تابستان و زمستان اين اختلاف درجه حرارت محسوستر است . خود دشت در انخفاض از همين جهت هم گود گركن ناميده شده است وجود باتلاقهاى بسيار و آبهاى راكد كه همواره وجود داشت و زندگى مردم را با مالاريا و انواع دشواريها پربلا مىكرد نشان مىدهد كه زندگى در اين ناحيت سخت بوده و خود چيزى شبيه به كوه كندن . مردم عموما بيمار و ضعيف و ناتوان بودند ولى خوشبختانه اينك وضع بهتر شده است .
گرك يراق
Garak - Yar q
در خيابان چهارباغ پايين و تقريبا مقابل چهارراه تختى كوچهاى است به نام گركيراق يا گرك يراقها و چون آن را دنبال كنيم به تكيهاى « 2 » مىرسيم كه آن را تكيهء گرك يراقها مىنامند . اين
هامش
( 1 ) - « درمادى » به صورت كلمهء واحد نه مركب اضافهء اول به دوم ، اصطلاح روستايى اصفهان است به معناى آنجا كه مادى ( نهر ) به رودخانهء زايندهرود متصل مىشود .
( 2 ) - تكيه در گويش اصفهانى جايى است در محلتهاى شهر گشاد و بر دور و بر آن ايوانها كه در آن روضهخوانى مىكنند و جشنهاى مذهبى برپا مىدارند و همچنين جاى خاصى است براى دفن مردگان و به معناى زاويه و محل خاصى هم مىآيد .