گويند و جز اين معنى ندارد . در ديههاى اصفهان بسيار ديده مىشود كه امكنه را به « لا » يعنى لايهء فرونشسته از آب و يا ماسه يا نوع خاك آن منسوب مىدارند و در اينجا « گار » را به « ماسه » منسوب داشته است و خلاصه معنى آن اين است كه صحراى ماسهاى پايين افتاده . دربارهء « گار » بايد اين توضيح را هم علاوه كرد كه در لغت پسوند فاعليت و مبالغه هم هست و به صورت « گارى » به معناى چيز بىمدار و ناپاينده را گفتهاند . « گارى » را به اربهاى كه با اسب كشيده مىشود هم اطلاق مىكنند و در اين معنا ظاهرا كلمهء هندى است ولى در اطراف ايران امكنهء بسيارى با اين واژه نامبردار مىباشد . همچون گاريجگان ( بيرجند ) ، گاريچى ( بجنورد ) و گاره ( خرمآباد ) و غيره .
گارى
G ri
گارى را ديهى معرفى كردهاند از ديههاى دهستان جى با جمعيتى كه در سرشمارى سال 1355 برابر 97 نفر به شمار آمده است « 1 » ناحيت جى اصفهان از نواحى بسيار قديم اصفهان است و اصلا ما بين جى و اصفهان ، گاه مىشود كه ، مورخان تفاوت چندانى نمىنهند و جى و اصفهان را يكى مىشمارند . بحث در سابقهء تاريخى اصفهان و جى خيلى مفصل است و چون بايد به اختصار بپردازيم بنابراين دربارهء جامعهشناسى و جغرافيايى تاريخى جى به كوتاهى مىپردازيم و به معناى اصل عنوان توجه خود را معطوف مىداريم .
واژهشناسى :
گارى از دو جزء « گار + ى » تركيب شده است . با جزء اول « گار » آشنا هستيم . « 2 » « گار » به معناى پايين و زمين گود است و « گار » و « غار » هر دو به يك معنا مىباشد . ديههاى بسيار با عنوان « گار » آمده است و ظاهرا در همهء آنها نظر نامگذاران به افتادگى و گود بودن محل است ( چونكه در لهجههاى بسيارى و از جمله اردستانى و عرف روستاييان اصفهان ) به معناى افتادگى و ژرفاست ، فارغ از اينكه كم باشد يا زياد و اما جزء دوم « ى » علامت نسبت است . بنابراين گارى محلى است كه به انخفاض و افتادگى منسوب است . در بعضى منابع گاره را هم آوردهاند و آن را محلى در اصفهان ياد مىكنند بايد دانست كه گاره و گارى هردو به يك معناست هرچند كه در صورت تلفظ اختلاف دارد .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 227 .
( 2 ) - ن . ك . نامواژهء گارماسه در همين فرهنگ .