گاوخانى
G vx ni
در وصف گاوخانى ( گاوخونى ) سخنها گفتهاند و افسانهها ، از جمله گفتهاند كه آبى كه در گاوخانى جمع مىشود از كرمان بيرون مىآيد ، ولى حقيقت امر اين است كه گاوخونى دشت وسيع كويرى است بسيار پهناور و گسترده كه در هنگام پرآبى تا به حدود دشت ابرقو نيز مىرسد . سطح زيرين اين بستر ظاهرا سطحى است نفوذناپذير كه روى آن را يك طبقهء رسى و كويرى گرفته است ، اين است كه آب در آن جمع مىشود و حالت كويرى آن سخت آشكار مىشود مخصوصا وقتى كه مدتى آب در آن بماند و در اين صورت به صورت گل غليظى در مىآيد كه عبور از آن ممكن نيست و به آن هم نزديك نمىتوان شد .
چونكه مرد و مال در گل فرو مىرود . پيش از آنكه گاوخانى خشك شود « 1 » در آنجا يك حيات وحش گياهى شامل جنگلهاى گز و قيچ و مجو و غيره وجود داشت كه در آن انواع پرندگان از قو و اردك و بط و كبوتر و غيره و غيره جايگاه داشتند و حيوانات ديگر بهخصوص گور و آهو در آن فراوان بود . هرچه درختهاى گز بزرگ و قيچ را بريدند و زغال كردند « 2 » دايما از سطح جنگل كاسته شد تا وقتىكه ديگر جنگل گز نابود شد و زغال قيچ هم به موازات آن از بين رفت .
شكار بىاندازه و بىمورد و مخصوصا شكار گور و آهو و گوزن و غيره و همچنين شكار پرندگان حيات وحش گاوخونى را از بين برد و در اين سرزمين بسيار وسيعى كه سطح آن به صدها هكتار مىرسيد امروز ديگر از حيات حيوانى و گياهى خبرى نيست . و براى ما فقط نام آن مانده كه اينك به توضيح آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
در همهء منابع آن را گاوخونى نوشتهاند . و گاهى گاوخانى به « الف » ممدود و بعضى آن را گاوخوانى آوردهاند . اين لغت در تداول عامهء اصفهانى گاوخونى تلفظ مىشود و درست هم هست . چونكه « الف » ممدود ماقبل آخر در لهجهء اصفهانى « ئو » تلفظ مىشود و
هامش
( 1 ) - در سال 1380 شمسى روزنامهها اطلاع دادند كه گاوخونى خشك شد و اينك نيز طبق عكسهايى كه منتشر شده يك دشت كوير خشك بىحاصل بىآب و بىگياه است .
( 2 ) - اين كار تا حدود سالهاى 12 - 1310 شمسى جريان داشت و زغالى كه از آن به دست مىآمد و آن را قيچ مىناميدند ، در آهنگرى به كار مىرفت .