تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
كوهى بلند ، جسيم و عظيم و باشكوهى به نام شاهكوه پديد مىآيد ، با مسامحه‌اى در باختر به گردنهء آب نيل و در خاور به گردنهء لاشتر كه جادهء اصفهان - شيراز با پيچ و تاب از آن مىگذرد منتهى مىشود . در جنوب اين كوه دشتى كم‌وبيش بزرگ ، نسبتا قديم و گود وجود دارد كه آن را گود گركن ( به فتح « گاف » پارسى در اول و « كاف » تازى در ثالث ) مىخوانند و بلوك گركن در آن واقع است و مادى معتبرى ( نهر آب منشعب از رودخانه ) هم آن بلوك را مشروب مىكند . در اين دشت وسيع و نسبتا گود كه از مشرق به جادهء اصفهان - شيراز و از جنوب به كوههاى پوده و جادهء اصفهان به شهركرد و از شمال به شاهكوه و از باختر ( با مسامحه‌اى ) به جادهء اصفهان به خولنجان و پيربكران منتهى مىشود ديه‌هاى بسيارى وجود دارد كه اخيرا بسيار آباد شده و پرجمعيت و سرسبز گشته و از لحاظ اقتصادى ترقى بسيار كرده است . ديه‌هاى اين ناحيت را ما هركدام به موقع خود توصيف كرده‌ايم و اينك بايد بگوييم گركن يعنى چه . ولى همچنان‌كه در بالا هم اشارت رفت گركن هم نام محل است و هم نام مادى كه آن را مشروب مىكند . اين مادى در جنوب باخترى از رودخانه آب برمىداشته و همه‌جا رو به مشرق پيش مىرفته و سپس رو به سوى باختر برمىگشته و تمام بلوك ( گركن ) را آبيارى مىكرده است . اين مادى بزرگ جزو يكى از چهار مادى بزرگ اصفهان بوده است ولى در حال حاضر اين مادى در كار نيست و از نهرهاى جديدى كه با اصول علمى تازه ساخته شده از رودخانه آب برمىدارد و همهء ناحيت را مشروب مىكند .

واژه‌شناسى :

در بادى نظر نام گركن غريب و بىمعنى جلوه مىكند . نويسنده به كرّات از معمرين و معتبرين محل و آگاهان به سير و احوال امكنه و مردم از معنى آن سؤال كرده‌ام و پاسخى نشنيده‌ام و مثل نام بسيارى از ديه‌هاى معتبر اصفهان مجهول مانده است ؛ همچون طهمورسات ، سهلوان ، فارفان ، كفران ، يفران « 1 » ( به فتح ياء اول ) و غيره و غيره كه عموما از معنى نام آنها كسى آگاهى ندارد . در حل اين دشوارى موانع فراوان وجود داشته است ولى با كمك قواعد و اصولى كه در آغاز طرح كرديم اميدوارى حاصل است كه اين مهم به انجام آمده باشد . « گر » در لغت به معنى « كوه » است و در موارد متعدد و در پارسى و پهلوى به اين معنى آمده « پزش‌خوارگر » « 2 » به كوههاى خوار تفسير شده است . غرجستان ( به فتح اول ) كه
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء يفران در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . مينوى نامهء تنسر .