گ
گار
- جار
گارماسه
G rm se ( h )
در دهستان اشترجان لنجان كه با نام دلاويزش ممتاز است اين ديه گارماسه هم بر شهرت و دلكشى آن مىافزايد . گارماسه را اگر از دور بنگرى رودخانهء زايندهرود را مىبينى كه در خاور آبادى روان است و ديه را درختستانها و مزارع سرسبز برنج دربرگرفته است . در سرشمارى سال 1355 اين ديه 3479 نفر جمعيت داشته است « 1 » ديهى است آباد و معتبر . دربارهء ديههاى لنجان همواره توضيح دادهايم كه با اينكه اين ناحيه همچنانكه نامش نشان مىدهد قديمى است و زيستگاههاى بسيار با نامهاى كهن در آن ديده مىشود باز فاقد همهگونه آثار كهن است . نه صبغهء زندگانى كهن در آنجا وجود دارد ، نه لهجهء قديمى و نه اثر و بنايى از قديم در آنجا مانده است هرچه هست و بوده است در نام لنجان و ديههاى آن خلاصه مىشود ما هم مىپردازيم به اين نام .
واژهشناسى :
گارماسه از دو جزء « گار + ماسه » تركيب شده است و « گار » همان واژهاى است كه در عناوين گارى و گارلادان و غيره گفته شده به معناى افتادگى زمين است . اين توضيح را هم در اينجا بياوريم كه لزوما به معناى انخفاضى بسيار نيست بلكه « گار » به معناى پايين و افتادگى است ولو حداقل منظور باشد و جزء دوم « ماسه » شن صغير خرد را
هامش
( 1 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا . فهرست ديههاى اشترجان .