كه تحقيق شد ، مردم ايل قشقايى به سنتهاى كهن ايرانى علاقهمند هستند از جمله شاهنامهخوانى و حرمت شاهنامه در ميان آنها رواج دارد . ايل قشقايى اصولا مردمى پرخاشگرند و در ايامى كه دولت مركزى سست و زبون شود به اطراف اقامتگاه خود دستاندازى مىكنند ، ولى بر اثر « تخت قاپو » در دورهء شاه اسبق كموبيش در جاهايى سكونت جستهاند و از صورت ايلى و زندگى متحرك دست برداشتهاند . شرح احوال اين مردم و سوابق دستاندازى آنها به نواحى اطراف از موضوع بحث ما خارج است .
ديه موردنظر ما در سرماى سخت سميرم با همهء اين احوال ناپايدار استوار مانده است و همين بقاى آن نشان اين است كه از روزگاران كهن و تمدن پيشين مردم ساكن اين ديه را بهرهاى كامل و وافر رسيده است كه زندگانى ايل را رها كرده و به تمدن پرداختهاند .
شهرگرايى نيز دارد در آنجا رسوخ مىيابد كه تا كجا پيش رود .
واژهشناسى :
كهنگان واژهاى است كه تقطيع آن سخت آسان است يعنى مركب است از « كهنگ + ان » . با جزء اول آشنا شديم ( ر . ك : كهنگ ) . اما جزء دوم همان پسوند « ان » است كه به عنوان پسوند كثرت و نسبت در بسيارى از نامهاى كهن ديدهايم و داشتهايم و توضيح بيشترى در اينباره لزومى ندارد .
كيچى
Kic ? i
كيچى با « كاف » تازى و « چى » پارسى ديه نسبتا بزرگى در دهستان كوهپايه در شرق اصفهان است . در سرشمارى سال 1355 اين ديه 417 نفر جمعيت داشته است « 1 » و اينك البته خيلى كمتر است چون دهستان كوهپايه ، كه آب آن فقط از قنات به دست مىآمده بسيار خراب شده است و ديههاى آنكه اغلب باقى مانده بهكلى خشك و باير مانده يا به حداقل آبادى رسيده است . كيچى از اين وضع بيرون نيست . اين ديهها در دامنه جنوبى كركس قرار دارد و همينكه از اصفهان به طرف يزد برويم از سكزى كه بگذريم ديگر همهجا در سمت چپ اين مزارع كوچك ، در دامنه و يا خيلى نزديك به كوهستان واقع شده است . از لحاظ منظره چون به آن بنگرى ساختمانهاى كوچكى را مىبينى اغلب خشتى كه در آغوش
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 226 .