ساختمان و وجود لهجهها و گويشهاى خاص در نواحى اردستان دليل آشكار بر قدمت آن است و كهنگ ما نيز از اين قاعدهء عام بيرون نيست . لهجهء متداول مردم آن به لهجهء مردم اردستان شبيه است و از يك طرف نيز شبيه لهجهء روستاى معروف به جبل است كه در جنوب آن قرار دارد . از اين ده بزرگانى در عالم علم و ادب و كسب و تجارت و اشتغال به مقامات دولتى برخاستهاند كه اغلب در اصفهان و تهران مقيم هستند ؛ ولى رعايت اختصار ما را از ذكر نام آنها باز مىدارد . بههرحال سرزمين تمدن كهن لازمهاش به وجود آمدن يك نوع فرهنگ مستحكم است كه پرورش دهندهء رجال بزرگ مىباشد .
واژهشناسى :
كهنگ با همين تلفظ در زبان فارسى حاضر معناى آسانى به ذهن نمىدهد و به حكم اينكه تقطيع آن نيز به اجزا دشوار است درك معنايى از آن در زبان حاضر سخت دشوار مىنمايد . اتفاقا در واژهء كهنگان ، كه بلافاصله بعد خواهد آمد ، همين خصوصيت وجود دارد . گذشته از كهنگ اصفهان در نواحى ديگر ايران نيز كهنك به همين صورت وجود دارد ، از جمله كهنك ( ايرانشهر ، بيرجند ، چاهبهار ، دزفول ، سراوان ، جيرفت ، ورامين و غيره و غيره ) ولى در تمام اينها حفظ شكل ظاهر كلمه به كهنگ ما مىماند ولى حرف آخر تمام آنها را « كاف » تازى ضبط كردهاند و با « كاف » پارسى فقط در اصفهان كهنگ داريم و بس . « 1 » اتفاقا به صورت كهن نيز نواحى بسيارى نامبردار مىباشد و حتما نمىشود آن را « كهن » ( با ضم اول ) خواند چونكه معمولا نام ديهها با صفت مرسوم و معمول نيست و ظاهرا در تمام اين موارد ( جيرفت ، بم ، رفسنجان ، و غيره و غيره ) نام ديه با جزيى از اين واژهها نامبردار گرديده است . پس معلوم مىشود جزء اول اين واژه كهنگ يعنى « كهن » نام خاصى است با معنى . در گويش مردم كرمان « كهنگين » به معناى مقنى و چاهخو و « كهن » ( به فتح اول ) به معناى قنات آمده است . بنابراين جزء اول اين واژه معنى پيدا مىكند ، حال ببينيم جزء دوم چه معنى دارد كه از اين به هيچ صورت به آسانى ميسر نيست و يگانه كليدى كه ما را به معناى واقعى و راه تقطيع آن راهنمايى مىكند واژهء « كرهنگ » است . تنبيه : صورت تقطيع ديگرى از اين واژه به نظر مىرسد . « ك + هنگ » و ك تخفيف يافتهء كه است و هنگ به معناى بزرگ چنان كه در كرهنگ گفتيم .
كرهنگ نام ديهى است از دهستان رباطات يزد . در اين واژه جزء اول آن « كر » به معناى
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 473 .