نزديك است و همواره در تداول عامه كهنگ و نيسيان باهم استعمال مىشوند . تلفظ آن در فارسى حاضر با « كاف » تازى مفتوح اول و « كاف » فارسى ساكن در آخر است ، و در هركجاى ديگر اين واژه آمده است ، چون كنگان فارس و اصفهان و غيره ، تلفظ آن همچنين است ، بر خلاف گنگ بالا و پايين ( تربت حيدريه ) ، و گنگدژ و گنگ ( سراوان ) كه تلفظ آنها به شرحى كه بعد خواهيم ديد با « كاف » فارسى اول است . اين ديه در دهستان برزآوند اردستان قرار دارد .
بهطورى كه در اردستان گفتهايم اردستان يكى از مراكز مهم تمدن ايرانى است و آثار قديم و اسامى ديهها همه دلالت بر اين كهنگى و قدمت دارد . كهنگ فعلى ما نيز از جمله ، همان اسامى و ديههاى كهن است . در سال 1345 ( سال آمارى ما ) 903 « 1 » نفر جمعيت داشته است . در فرهنگ جغرافياى اصفهان جمعيت آن را برحسب سرشمارى سال 1355 ، يك هزار و يكصد و بيست و پنج آوردهاند « 2 » كه به هم نزديك است و نشان اين است كه آبادى آن رو به تزايد بوده است و اين دليل بزرگى است بر اصالت تمدن و قدمت آن ، كه قنات معتبر آن چندان گرفتار قلت آب نشده است با وجود اينكه قناتهاى ديههاى همسايهء آن همه دچار تنگناى آب مىباشند . ما در طى موارد مختلف اين نكته را تذكر دادهايم كه قنات هنر نمايان ايرانيان بوده كه در اين صحارى خشك و سوخته و زير آفتاب سوزان تابستان و سورت سرماى زمستان اين قناتها را در دل اين بيابانهاى تفتيده كندهاند و به گلوهاى خشك آدميان و ريگزارهاى خشك ، آب خنك آبادى آفرين روان داشتهاند . به شيوهء معمول دور و بر ديه بزرگ چند مزرعه كوچكتر به شكل اقمار آن را دربرگرفتهاند . برخى از ديهاى معتبر چندين مزرعه دارند و برخى كمتر . كهنگ كه ديه معتبر بزرگى است در باختر و جنوب آن به ترتيب مزارع حسينآباد ، همتآباد و جندابه و حسنآباد و غيره قرار دارد . از مزارع تابع آن رحمتآباد و حسينآباد و حسنآباد . واضح است كه هيچكدام قديم نيست ولى دو مزرعهء ديگر جندابه و دجاجه ( كذا ) بىشك قديمى است و كتابت آن هم همين معنى را نشان مىدهد . قلت نزولات آسمانى در سنوات اخير باعث كاهش آب اين قناتها ، شده ولى يكسره و بهكلى آنها را متروك و ويران نكرده است . گفتهايم كه شيوهء زندگانى و كيفيت معيشت و نوع
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 3 .
( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافياى اصفهان ، انتشارات وزارت دفاع ، ص 226 .