تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
كيه
Kiye ( h )
نام ديهى است كوچك كه آن را در جمع ديه‌هاى دهستان رباطات از شهرستان يزد به حساب آورده‌اند . اين ديه در سال 1345 ( سال آمارى ما ) فقط 11 نفر جمعيت داشته است . « 1 » ديه‌هاى دهستان رباطات همچون ساير نواحى يزد قنات آب است و اكثر قناتهاى اين نواحى آبش كم شده است . البته بايد توجه داشت كه وجود ديه‌هاى بسيار در اين ريگستان نشان هنرمندى و كوشش و پايدارى كهن ايران و ايرانيان بوده است كه با نيش كلنگ در زير زمين به جست‌وجوى آب رفته‌اند ، قناتها كنده‌اند و آبادانى بزرگى همچون يزد و اطراف آن پديدار ساخته‌اند . چون دربارهء يزد و نواحى اطراف آن ما به تفصيل حسب موارد مختلف گفت‌وگو كرده‌ايم مىپردازيم به نام قشنگ اين ديه .

واژه‌شناسى :

در نظر اول معناى واژه دانسته نمىشود ولى با دقت بيشتر متوجه مىشويم كه « كيه » در لهجه‌هاى بومى اطراف از جمله اردستان ، نطنز ، و زفره به معناى « خانه » است . وقتى قنات در دست كندن بوده است ، اولين چيزى كه پس از جارى شدن آب قنات مىساخته‌اند خانه‌اى بوده براى سكونت و اين نام همچنان بر روى ديه مىمانده است و در اطراف ايران اين نام با اضافه به پسوندهاى بسيار ديده مىشود همچنان كيج ( پاوه ) ، كيجان ( چاه‌بهار ، نوشهر ، مشهد ) ، كيجو ( هشتپر ) ، كيچين ( اروميه و غيره و غيره ) . در گذشته هم در عنوان كچو توضيحات مفصل در اين‌باره داده‌ايم اينجا فقط علاوه كنيم كه واژه‌هاى كچوئيه ( جيرفت ) و كچوئيه ( بافت ) و كيجو ( هشتپر ) و كيجكان ( كرمان ) همه صورت ديگرى از همان كچو ، كيه‌چو مصغر كيه به معناى خانه است كه بر روى نام ديه‌ها خودنمايى مىكنند و گذشتهء آنها را نشان مىدهند . وجه ديگرى كه به هيچ روى نبايد از آن غافل ماند اين است كه تقطيع اين نامواژه را چنين بدانيم : « كى + ه » در اين صورت جزء اول همان « كى » به معنى « كه » و « كاه‌ريز » است و نظاير و امثال فراوان دارد و جزء آخر « ه » نسبت است و اين وجه بسيار معقول و قابل قبول است .
هامش
( 1 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا . ص 125 .