قنات است ( كرسنگ ، كرچگان ، كرسگان ) . « 1 » اما جزء دوم آن يك واژهء با معناست كه در فرهنگهاى فارسى از آن ياد شده و هنوز مستعمل مىباشد . در فارسى حاضر « هنگ » به فوجى از سپاه اطلاق مىشود كه « سرهنگ » سر و سالار آن است و به معنى سنگينى و وقار نيز مىآيد و معانى ديگر نيز براى آن آوردهاند « 2 » ازاينرو كرهنگ معنى پيدا مىكند يعنى قنات باوقار سنگين يعنى آبدار و معتبر . « 3 » بنابراين واژهء كهن كهنگ هم معنى پيدا مىكند و هم تقطيع مىشود يعنى مركب است از « كه » ( به معنى قنات ) + « هنگ » ، با جزء اول « ك » آشناييم ( در اينجا فقط به صورت « ك » به گوش مىرسد ) كه يعنى كه و كاريز و قنات و جزء دوم آن « هنگ » همان است كه در واژهء كرهنگ گذشت .
كهنگان
Kahang n
به فتح اول « كاف » تازى ديهى است در سميرم كه آن را در شمار ديههاى دهستان پادناى بالا به شمار آوردهاند . « 4 » در سال 1345 ( سال آمارى ما ) جمعيت آن 266 نفر بوده است ولى بىشك در حال حاضر بيشتر است . چون بهطور كلى بر آبادى و شكوفايى اقتصادى همهء نواحى سميرم در سالهاى اخير ؛ به مناسبت امنيت پايدار ، بسيار افزوده شده است . در نواحى مختلف سميرم اغلب مردم به زبان تركى تكلم مىكنند چندانكه مىتوان گفت در نواحى جنوبى تركى بر پارسى غلبه دارد . ايل قشقايى كه در آن ناحيه سكونت دارند همه به تركى سخن مىگويند . از اصل و منشأ اين ايل آگهى درستى در دست نيست ؛ همچنين وجه تسميهء آن به قشقايى نامعلوم است . من احتمال مىدهم به هنگام ترك تازى سلجوقيان كه در اغلب نواحى تركنشين حاضر يا سكونت جسته و يا به شيوهء ايلى و متحرك بههرحال زندگانى كردهاند اين زبان را نيز اشاعه دادهاند و همچنان ادامه يافته تا امروز ، ولى از قرارى
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : اين عناوين و عناوين مشابه آن كلمنجان و كلمان و غيره در همين رساله .
( 2 ) - ن . ك . به : برهان قاطع و لغتنامه و فرهنگهاى ديگر ذيل همين واژه .
( 3 ) - ن . ك . به : عنوان كرهنگ و توضيحات مفصل آن در همين فرهنگ . نگارنده آگاه است كه وقار و حرمت و سنگينى مخصوص انسان است ولى پيداست كه در اين مورد استعمال آنها مجازى است .
( 4 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 46 .