سال 1345 ( سال آمارى ما ) فقط 5 نفر جمعيت داشته است . « 1 » اين دهستان بجز خود بهاباد كه امّ القراى آن محسوب مىشود و 1482 نفر جمعيت داشته است ، « 2 » بقيت ديهها همه كوچك و كمجمعيت مىباشد ، يكى دو ديه با جمعيتى بيش از 200 نفر و همچنين يكى دو ديه با جمعيتى بيشتر از يكصد نفر در همهء اين ديهها به چشم مىخورد و بقيت ديهها ، كه تقريبا يكصد و بيست پارچه آبادى است ، همهء جمعيتشان زير 100 نفر تا 50 نفر است . كهكين ما نيز از اين قاعده بيرون نيست . گفتهايم كه همهء ناحيهء يزد قنات آب است و اين ناحيه بهخصوص كمآب بوده است و در سالهاى اخير كمآبتر هم شده است و جمعيت آن بىشك رو به كاهش است و از شكوفايى اقتصادى آن همواره كاسته مىشود .
يزد و ديههاى تابع آن از نواحى قديم تمدن و حضارت مملكت ايران است و وجود ديههايى با نامهاى كهن بر اين امر شاهد مىباشد . در همين دهستان نامهاى كهن فوديج ، كويجان ، كهكين ، زريگان ، خوارنگان و غيره علامت اين قدمت و سابقهء تمدن است .
استحكام شيوهء معيشت و صبغهء اتكاى به نفس و خاصهء اخلاقى كوشش در كار و زحمتكشى در زراعت شيوهء رايج حيات اين روستاست . كثرت عدد ديهها در اين ناحيه نيز دليل بارزى بر آبادى و شكوه سابق آن مىباشد ، ولى ما به حكم شيوهء خود بايد به بحث دربارهء نام ديهها بپردازيم و معانى آنها را تا حدى كه ممكن است به دست بياوريم و در اين راه ديه چه كوچك و چه بزرگ از نظر لغوى يكسان جالب نظر ماست . و اينك به آن مىپردازيم .
واژهشناسى :
كهكين در تقطيع به اجزاى « كه + ك + اين » تقسيم مىشود و با جزء اول « كه » آشنا هستيم كه همان كه و كهريز و كاريز است به معناى قنات و اما جزء دوم « ك » علامت تصغير است و كهك نام بسيارى از ديهها قرار گرفته است ، مثل كهق ( مراغه ) ، كهك ( اراك ، تفرش ، زابل ، ساوه و غيره و غيره ) و جزء سوم آن همان علامت صفت است و در جمع منسوب به « كه » و كهريز و كاريز است . يعنى منسوب به قناتى كوچك .
كهنگ
Kahang
كهنگ ديهى معتبر ، بزرگ ، قديمى و در شأن و حد خود دلاويز است به نيسيان سخت
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 102 .
( 2 ) - همان ، ص 103 .