بوده است كه در زير ريگستانهاى داغ اين ناحيه و در دامنهء كوههاى عريان و خشك دهستانهاى آن ، چنين امكنهاى بزرگ و كوچك احداث مىكند و چنين تمدنى بهوجود مىآورد . من خودم وقتى هنر ايرانى را جستوجو مىكنم به اين قناتها توجه مىكنم كه ايرانى به گوشتاگوش اين بيابانها نظر انداخته و آن را با هنر خويش به آب و آبيارى و آبادانى رسانده است . دربارهء قدمت و سابقهء تاريخى يزد هرچه در اينجا بياوريم زايد است . « 1 » بپردازيم به شناخت نامواژهء كويجان كه عمدهء مقصود ماست .
واژهشناسى :
كويجان مركب از دو جزء « كوى + جان » است و « جان » معادل « گان » است اما « كوى » همان واژهء كهن تاريخى است كه در زبان فارسى به صورت « كى » درآمده است كيخسرو ، كيقباد ، كيپشين و بسيارى ديگر همه از اين قبيل است .
« كوى » در اوستايى نامى است كه بر خاندانهاى نجيب و شريف گذاشته مىشود و در اينجا به همان صورت اصلى خود ديده مىشود و جزء دوم آن « جان » معادل « گان » هم به معناى كثرت و نسبت است و كويجان معادل « كويگان » و « كويكان » يعنى « جايگاه كى » .
كويجه
- كويجان
كهتوئيه
Kaht u iye ( h )
كهتوئيه كه دنبالهء « عليا » را هم در پى خود مىكشد ديهى است كه برحسب قيد آمارگران مركز آمار ايران در دهستان حومهء نايين به حساب آمده است و در فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور بدون قيد « عليا » آن را در شهرستان شهر بابك قرار دادهاند . « 2 » نظاير اين اختلافات را در نامزد كردن قراء و ديهها به نواحى در اين دو منبع كه هردو آخرين و موثقترين منابع ماست مىيابيم و به گمان من بايد بر گفتار آمارگران بيشتر اعتماد كرد ، چون اينها به محل رفته و از نزديك آمار گرفتهاند . بههرحال كهتوئيه در حومهء نايين 40 نفر جمعيت داشته است ( در سال 1345 سال آمارى ما ) . دربارهء جامعهشناسى و خصوصيات اين ديه در نايين احتياجى به بحث طولانى نيست چون در اينباره به تفصيل ذيل عنوان نايين و ديههاى وابسته به آن
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : يزد و مضافات آن در همين فرهنگ .
( 2 ) - ن . ك . اولا نشريهء 289 م . آ . ا . ص 81 و ثانيا فرهنگ آ . م . م . ص 472 .